نی اصفهان است...

پیرامون ساز نی و سبک های نوازندگی آن

نی است و ناله و خروش و فغان و نغمات و روح فزایش...

نی است و آتش و بانگ نای و حکایت جدایی اش...

قرون متمادی و به اندازه تمدن بشر، نوازندگان خوش قریحه، در این ساز به ظاهر ساده خوش دمیده اند. سازی که در اساطیر و ادبیات باستانی ملل باستانی اقوام جهان جایگاه والا و رفیعی دارد.

در کتاب تورات، بخشی به نام کتاب «مزامیر داوود» دارد که شامل 150 قطعه سرود و نیایش است که هر قطعه ی آن «مزمور» به معنی «نای» نامیده شده که جمع این واژه مزامیر به عنوان کتاب مشهور شده است. در بخش زیبایی از مزمور صد و پنجاهم نوشته شده: « ... او را با دف و رقص تسبیح بخوانید. او را با ذوات اوتار و نی تسبیح بخوانید...»

بر اساس مدارک موجود، در مصر باستان، از 5000 هزار سال قبل نی را می شناخته اند و اعتقاد به تاثیرات جادویی آن در روح انسان چنان قوی بوده که آن را در کنار اجساد به خاک می سپرده اند.

در هندوستان، ضمن اینکه نی دمساز چوپانان جوان دشتستانهای این کشور است، گفته می شود که خدایان، نوازنده این ساز بوده اند. این قداست را در گینه نو با این اعتقاد داریم که ارواح در نی زندگی می کنند. 

از قداست این ساز در هند و دیگر کشورها به ایران می رسیم؛ ایرانی که در آن «نای و نی» در پهنه عرفان و ادبیات اش حکایت متمایز و قابل توجهی دارد. در عرفان ایرانی اگر «دف» نشان از عالم «کبیر» دارد، «نی» نشانه ای از عالم «صغیر» .

نی در عرفان اشاره ای به ماهیت انسان می کند و آن جایی که عرفا معتقدند که حق تعالی فرموده: « نفخت فیه من روحی» به این راز خلقت رسیدند، انسان که چون «نی» تهی است، نیازمند نفخه می باشد، با دمیدن نایی به آواز درآید و درد و فراق و آتش هجران و شکایت از جدایی محبوب حقیقی را بیان می کند.

«خاقانی» توصیف زیبایی در مورد این ساز دارد:

      نای است چون طفل حبش، ده دایگانش ترک فش       نه چشم دارد شوخ و خوش، صد چشم حیران بین در او

در علم سازشناسی (Organography ) سازها را بنا به تفکرات مختلف، به سبک های گوناگون تقسیم بندی می کنند و مطابق تقسیم بندی «ماهیلون» که سازها را به چهار گروه زهی ، بادی، پوستی و خودآوا طبقه بندی می نماید، نی جز خانواده سازهای بادی قرار می گیرد.

نی مورد نظر  ما، نی هفت بند، یکی از سازهای رایج شهری و محلی در ایران می باشد که روی آن پنج سوراخ و پشت آن یک سوراخ دارد و در برخی کتب قدیم اختراع نای هفت بند را به «اسحاق موصلی» نسبت داده اند.

 نویسندگان کتب و رسالات موسیقی از این ساز و انواع آن، ذیل عنوان آلات «ذوات النفخ» تعریف و توصیف کرده اند. «عبدالقادر مراغه ای» در کتاب خود، « مقاصد الاالحان» ذیل عنوان آلات ذوات النفخ می نویسد: « و آن بر دو قسم بود یکی مقیدات و دیگری مطلقات. از مقیدات نای سفید، سفید نای( زمر)، نای بلبلان، نای جاور، سرنا بورغو؛ نفیر، نای خیک (نی انبان) و از مطلقات: موسیقار، چپچیق و ارغنون را ذکر وآن را ضمن تعریف کتاب مقاصد الالحان آوردیم.

همچنین گویند ایرانیان با تغییراتی که در انگشت گذاری نی داده اند و نیز ابتکاراتی که در زبانه آن به کار بردند بر حالات و تنوع صدای آن افزودند.

مسعودی به نقل از ابن خرداذبه می نویسد که : «ایرانی ها، نی را که با عود نواخته می شود و نی دو لوله که با تنبور زده می شود و چنگ را که با سمبال زده می شود اختراع کرده اند.»

در نقاط مختلف ایران نی با اندازه های مختلف و با شکل های مختلف و به رنگ های صوتی گوناگون قرن هاست گوشهای ما را نوازش داده است.

در زمینه نی نوازی، شهر اصفهان، تاثیر بسزایی در توسعه و رونق این ساز داشته و در یک سده اخیر هنرمندان متعدد ممتاز و دارای سبک و شیوه ای را داشته است.  ما بر خلاف اروپایی ها به خاطر عدم ثبت قطعات موسیقی و تاریخ نگاری موسیقی، اطلاعات چندانی از شیوه های نوازندگان و حتی اسامی آنها نداریم. یکی از نخستین نی نوازانی که به او برخورد می کنیم «حمدان نی زن اصفهان» بوده که در قرن سوم هجری می زیسته است.

در عصر تیموری به «حسن نایی» می رسیم که او در مجالس سلاطین تیموری نوازندگی می کرده است.

در بررسی هایی که از دوران صفویه شده نی های مختلفی در این دوران متداول بوده است. از برجسته ترین نوازندگان نی در اصفهان می توان به استاد محمد نایی (یا نیریزی) اشاره کرد که مجبور به مهاجرت به هند شد.  

 در عصر صفویه، شاه عباس رامشگری به نام «حافظ نایی» داشته که برای او نی می نواخته و از دیگر نوازندگان نی باید از این اسامی نام برد: محب علی نایی ( در نیمه اول قرن دهم هجری)، گدایی نایی (اواخر قرن دهم هجری در مشهد) و استاد حسن نی نواز (نیمه اول قرن یازدهم هجری در کرمان)

در سفرنامه های دوران صفویه همچون سانسون ، شاردن ، کاتوف و گیلانتزو تاورنیه به ساز نی اشاره کوتاهی شده که در سفرنامه گیلانتز بعد از توصیف سازهای ایرانی به ساز نی اشاره می کند و می گوید که نی، فلوتی با صدای بم تر است ؛ در بخشی دیگر از سفرنامه در توصیف مراسم رقص گرگ ها در تبریز اشاره می کند که نخست نوازندگان نی، با اشاره استاد رقص، آهنگی را آغاز می کنند و بعد از  آن رقص گرگ ها آغاز می گردد.

مقدمه ای بر سبک شناسی نی نوازی در یک سده اخیر:

همانطوری که گفته شد به خاطر فقدان ثبت نغمات و عدم تاریخ نگاری در زمینه موسیقی ایرانی، ما به جز چند اسم و یک سری نقاشی از نوازندگان نی، اطلاعاتی پیرامون شیوه نوازندگی نی در گذشته نداریم. هر آن چه که از این ساز در دست داریم، از اواخر دوره قاجار و با ضبط صفحات نوازندگانی ست که آن هم معمولا نوازندگان نی یکی دو گوشه را همراه با خواننده اجرا نموده اند.

جمله مشهوری از نایب اسدالله (نوازنده مشهور عهد قاجار) هست که می گوید من نی را از آغل گوسفندان به دربار پادشاهان بردم. صرفنظر از اینکه چقدر صحت این گفته از نایب است، ولی نکته قابل توجه در این جاست که نی در گذشته ها بیشتر در میان چوپان ها و ساربانان رواج داشته و با بررسی های صورت گرفته در مجالس بزم عیش و نوش شاهانه، نام نوازندگان نی نسبت به دیگر سازها کمتر به چشم می خورد. نی در فرم امروزی یا در کنج عارفان و شیفته دلان بوده و یا در پهنه دشت و صحرا، چوپان های خسته دل، در آن می دمیدند.

تکنیک نوازندگی نی به دو صورت دندانی و لبی تقسیم بندی می شود که شیوه قرار گرفتن با لب تقریبا مرسوم ترین شیوه نوازندگی بوده که نوازنده لبه نی را روی دو لب گذاشته و می نواخته و این شیوه نوازندگی از قدیم تا کنون در اکثر کشورهای عربی، ترکیه و هند رایج بوده است.

در ایران نیز در گذشته ها بر خلاف شیوه امروزی ، گذاشتن نی بر روی لب و نواختن آن مرسوم بوده و حتی در ادبیات عرفانی، این فعل «لب بر لب نهادن» و در آن دمیدن را به کنایت کام از لب دلدار گرفتن تعبیر کرده اند که حافظ هم هم زیبا گفته ست:

                   «به کام تا نرساند مرلبش چونای                نصیحت همه عالم به گوش من باد است»

امروزه در ایران این شیوه با ظهور تکنیک دندانی، بیشتر در ایلات و عشایر و نغمات موسیقی محلی رواج دارد.

در دوران معاصر، تکنیک نوازندگی نی به صورت دندانی می باشد، بدین صورت که لبه نی را بین دو دندان فک بالا قرار داده و می  نوازند. پیشینه ی نوازندگی به درستی مشخص نیست ولی اکثرا آن را به نایب اسدالله و عده ای نیز آن را در اصفهان مرسوم می دانستند.

مطابق  برخی نقاشی ها و آثار سبک های مختلف نگارگری، نوازندگان نی را به صورت مایل بر روی لب گرفته و می نواختند. ولی یک سند مهم این تکنیک را تا دوران صفوی پیش می برد. مطابق نقاشی موجود در یکی از موزه های اروپا اثر میرزا علی نقاش، اوایل دوره صفوی شیوه قرار گیری نی در دست نایی را کاملا شبیه با تکنیک امروزی نشان می دهد. قابل ذکر است که به غیر از محدوده اصفهان در موسیقی ترکمنستان و ترکمن ها نی را با دندان می نوازند و از این حیث با شیوه اصفهان قابل مقایسه است.

ولی با توجه به اینکه بسیاری تغییر تکنیک نوازندگی را به نایب اسدالله نسبت می دهند، بنا به تحلیل جناب آقای دکتر حسین عمومی (نوازنده نی) چنین می توان استنباط نمود که با توجه به این مینیاتور قدمت استفاده از دندان در نوازندگی نی در ایران را حدودا به دوران صفوی می برد، اما شاید در دوره های بعد این تکنیک رو به فراموشی رفته تا اینکه نایب آن را دوباره باز هم در اصفهان احیا می نماید.

به هر جهت نوازندگی نی، به هر صورتی که تغییر کرده باشد، بیشتر آن چه بدیهی ست اینست که این شیوه در اصفهان متولد شده و بنا بر قول هنرمند گرامی جناب آقای حسین عمومی، باید آن را «تکنیک اصفهان» نامید.

با استفاده از این تکنیک می توان، با تغییر شکل و اندازه و حجم داخل دهان، رنگ اصوات را تغییر داد و یا بدون حرکت انگشتان، فرکانس های تولید شده روی یک نت را، بسیار بیشتر از زمانی که نی خارج از دهان قرار می گیرد، تغییر داد.

هر چند این شیوه نسبت به شیوه گذشته دارای سختی هایی می باشد، ولی به جهت رنگ آمیزی صدایی، لطافت، محدوده صدایی و تکنیک های نوازندگی متمایز و متبلور است.

همانطور که گفته شد، به خاطر صفحات ضبط شده از نوازندگان در اواخر دوران قاجار به بعد، می توان در مورد سبک ها و شیوه های نی نوازی صحبت کرد. با توجه به آثار مضبوط، در این دوران نی نوازی (نی هفت بند)  به صورت ردیف-دستگاهی عمدتا در دو شهر اصفهان و تهران نوازندگان بنامی داشته است. در اصفهان نوازندگانی چون: ابراهیم آقاباشی، نایب اسدالله، سلیمان خان اصفهانی، مهدی نوایی و حسین یاوری و در تهران:  قلیخان شاهی ، علیخان نایب السلطنه، صفدرخان، یدالله میرزا، حسینعلی، حاجی مقبل و حر بیشتر شهرت یافتند.

برای تحلیل سبک های نوازندگی نخست باید نگاهی به به نوازندگان سبک اصفهان داشت؛ اصفهانی را که  باید به راستی آن را شهر «نای و نی» نامید. 

از حمدان نی زن گرفته در قرن سوم هجری تا نایب اسدالله و حسن کسایی ؛ همگی طلایه دار میراث فرهنگی نی نوازی ایران هستند. اگر شاعر با ذوقی گفته: « اصفهان نیمه جهان گفتند       نیمی از اصفهان گفتند »، بدون شک و به دور از اغراق در مورد نی نوازی پر بیراه نسروده است.

اصفهان از دیرباز میراث دار هنرهای مختلف بوده و در این میان هنر موسیقی همواره جایگاه ویژه ای داشته است. بسیار قابل توجه است مردمان اصفهان به لحاظ موسیقایی، در زمینه آواز و نی از گذشته های دور، صاحب نبوغ و استعداد خاصی بوده اند و ذکر این نکته در آواز و نی مشترک در این است که ما با با اصوات کششی روبرو هستیم. این نکته شاید می تواند برای محققان اتنوموزیکولوژی (موسیقی شناسی قومی)، زبانشناسی و آنتروپولوژی (مردم شناسی)، موضوع قابل بررسی و قابل بحثی باشد.

در واقع این موضوع، مطالعه ای انسان شناختی است که موسیقی و زبان را به عنوان پدیده های خاص فرهنگی در نظر می گیرد و در این میانه با ترکیبی از علوم می توانیم برخی مطالعات قومی را تجزیه و تحلیل نماییم.

در این زمینه فعلا به دو دلیل که بیشتر در متون تاریخی خود را نمایان کرده، توجه نمایید:

  1. نخستین دلیل شباهت طبیعی نی و آواز با یکدیگر می باشد؛ چنانچه مولفین کتب قدیم طبیعی ترین و کامل ترین آلات موسیقی در جهان را حلق دانسته اند.

 

  1. در تاریخ دوران صفویه شاه، طهماسب علاوه بر هنرهای رایج آن زمان، به موسیقی نیز در آغاز علاقه نشان می داد. ولی این علاقه و گرایش را دیری نپایید و زمانه کاملا تغییر پیدا کرد و در میان هنرها موسیقی از همه جنجالی تر بود و در این میان بیش تر از بقیه آسیب دید.

او توبه نامه ای نوشت و در فرمانی به حکام ولایات، ابلاغ می کند که غیر از نقاره خانه های همایونی، در هیچ مکانی، هیچ نوازنده ای حق ساز زدن ندارد.

اما از متن مربوط به توبه شاه طهماسب در سال 939 هجری چنین بر می آید که نواختن برخی از سازها همچون چنگ، تنبور و رباب ممنوع شد ولیکن نی و آواز تا اندازه ای مستثنی گشت.

اگر این وضعیت تاریخی و تشدید و تحریم موسیقی را حداقل در خود شهر اصفهان که یکی از شهرهای مذهبی در ایران است در کنار دیگر دلایل مختلف بگذاریم، می توان نی و آواز را  به همین دلیل نسبت به سازهای دیگر دارای سابقه و ریشه محکم تری بدانیم.

  1. و اما دلیل سوم همواره خود ریشه ای فرهنگی در خود سنت موسیقی اصفهان داشته است. از قدیم در اصفهان این شیوه رایج بوده، که استاد نی به هنگام تعلیم، قسمتی از گوشه ی موسیقی را برای شاگرد خوانده و سپس می نوازد، لذا از قدیم قدما اعتقاد داشتند لحن نوازنده نی باید بر اساس لحن خوانندگی باشد. بنابراین این دلیل نیز در کنار دیگر دلایل، نشان از این می دهد که نی و آواز در اصفهان نسبت به سایر سازها ریشه و قدمت بیشتری دارد. در بررسی شیوه اساتیدی چون حسین یاوری ، عباس کاظمی ، حسن کسایی و ... این شیوه مشهود است.

به به خاطر نقش نوازندگان اصفهانی، در تاریخ نی نوازی، در این مقاله بیشتر سعی شده به سبک نوازنده های متقدم اصفهان پرداخته شود.

در اصفهان از اواخر عهد قاجار، تا دوره معاصر نوازندگان زیادی داشته ایم که می توان به این اسامی اشاره کرد: ابراهیم آقاباشی، سلیمان خان اصفهانی، نایب اسدالله، عبدالخالق اصفهانی، مهدی حاجی علی اکبر اصفهانی ، مهدی نوایی، حسین یاوری، حسین نی زن اصفهانی، سرمستی و مشهدی محمدعلی اصفهانی.

 در این میان حسن کسایی، شیوه نی نوازی قدیم را به دوران معاصر متصل می کند و ایشان در واقع حلقه رابط سنت نی نوازی متقدمین و متاخرین در ایران هستند.

در میان نوازندگان متقدم اصفهان اساتیدی چون «ابراهیم آقا باشی» و «نایب اسدالله» بسیار خوش درخشیدند. ابراهیم آقاباشی در دستگاه ظل السلطان، حاکم اصفهان نوازندگی می کرده است. او شاگردانی را تربیت کرد که مشهورترین آنها نایب اسدالله نوازنده بنام نی بوده است. ( در کتاب تاریخ موسیقی ایران،  نوشته حسن مشحون (ج 2) تصریح کرده که برخی سلیمان اصفهانی را استاد آقاباشی و نایب اسدالله گرفته اند).

 

و اما نایب اسدالله که مشهورترین نوازنده نی در عهد قاجار بوده و همانطوری که گفته شد اکثرا معتقدند نایب اولین کسی بوده که شیوه نوازندگی نی را تغییر داده است. به هر جهت شیوه نوازندگی نایب اسدالله از باب صدادهی با سه تار«میرزاعبدالله»، تار«آقاحسینقلی»، سنتور «محمدصادق خان»و «حبیب سماع حضور» و کمانچه «باقرخان» و «موسی خان» همخوانی صدایی دارد.

از خصوصیات فنی نوازندگی نایب اسدالله می توان به تسلط در اجرای صحیح و سنجیده جملات، انگشتان چالاک و نفس مرتب، احاطه بر ردیف های سازی و آوازی، صدادهی ویژه نی نوازی موسیقی ردیف و هم خوانی با صدادهی سایر سازهای موسیقی سنتی اشاره نمود. 

شیوه نوازندگی نایب را به نام شیوه تکنیک اصفهان با رویکرد قدمایی نام گذاری می کنیم و این شیوه تا حدودی تا زمان مهدی نوایی رایج بوده ولی با قدم نهادن نابغه ای چون «حسن کسایی» به کلی شیوه های نی نوازی تغییر پیدا می کند و امروزه عمدتا نوازندگان شیوه استاد کسایی را دنبال می کنند.

یکی از شاگردان شاخص نایب، مرحوم «مهدی نوایی» که استاد و مربی حسن کسایی نیز بوده است. در اصفهان با پیشه عطاری و سیگارفروشی روزگار می گذراند. به شیوه استاد خود نایب نوازندگی می کرد و گاهی به تهران می آمد و در رادیو نوازندگی می کرد. نوایی در سال 1315 از طرف شرکت و کمپانی «مستروایس» دعوت شد تا با نوازندگان دیگر از جمله درویش خان، ابوالحسن صبا و سایر اساتید تعدادی صفحه پر نماید. در سال 1317 ، از طرف کمپانی «پلیفون» قراردادی با ایشان منعقد گردید تا قطعاتی از بهترین شاگردان وی یعنی حسن کسایی و حسین یاوری ضبط گردید.

از ویژگی های نوازندگی نوایی علاوه بر پایبندی بر شیوه نایب، می توان به استفاده از کل وسعت صدایی نی و همچنین اجرای تحریرهای سریع و متنوع اشاره کرد.

نوایی در سال 1326 ه.ش زندگی را وداع گفت و در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.

دیگر نوازنده خوش نواز و مشهور اصفهانی حسین یاوری اصفهانی (احمدیان) در سال 1285 ه.ش در اصفهان متولد شد. کارگردان سینما آقای خسرو سینایی در سال 1352 فیلم مستندی در مورد حسین یاوری ساخته که در آن فیلم یاوری در مورد خود و نی نوازی اش صحبت می کند. او زمانی که در یک چاقوسازی شاگردی می کرده، وقتی بنا به دستور استادش می رود از کاروانسرا آب بیاورد، با نی نوازی ساربانان مواجه می شود و از همان موقع عاشق و شیفته نی می شود و ابتدا خود این ساز را در خلوتش می نواخته تا اینکه روزی در حال نواختن نی بوده که دو نفر از کنار او عبور می کنند. یکی از آنها که روحانی(سید صادق شهاب) قدبلندی بوده به یاوری می گوید: «می خواهی استاد داشته باشی؟ اسم ایشان استاد نایب اسدالله اصفهانی هستند. ». از آن زمان یاوری شاگرد نایب اسدالله شد و سالها بعد به خاطر کهولت سن ،نایب او را به دست مهدی نوایی سپرد که یاوری بیست و پنج سال در خدمت این استاد بود.

حسین یاوری به خاطر عارضه ای که در چشمش پیدا شد بینایی خود را از دست داد و بیشتر کنج عزلت و گوشه نشینی اختیار کرد. از جمله شاگردان مرحوم یاوری، می توان به عباس مدینه ای، عباس قاضی و یاریاری اشاره کرد.

از دیگر نوازندگان نی مطرح اصفهان باید به «حسین نی زن» اشاره نمود که از شاگردان نایب اسدالله بود و پیش از شهرت مهدی نوایی از نوازندگان معروف اصفهان محسوب می شد.

«سرمستی» نیز یکی دیگر از نوازندگان مطرح در اصفهان بودکه از زمان تولد نابینا  بود. او دو نی داشت که یکی از آنها را «پلنگی» و دیگری را «نهنگی» نامیده بود.

تا این جا صحبت از نوازندگان متقدم و ماقبل حسن کسایی بود. نوازندگان متقدم نی عمدتا در این ویژگی ها مشترکند:

  1. وجود ناخالصی در صدای نی و عدم شفافیت صدایی
  2. عدم استفاده از صدای بم نرم و صدای پس غیث
  3. استفاده از ملودی های آوازی و حتی المقدور ضربی های ردیف موسیقی و استفاده کم از قطعات پیش ساخته شده
  4. استفاده مکرر از فواصل و کوک های متعارف آن زمان.

ماحصل این سنت دیرین فرهنگی، نابغه ای را به صحنه موسیقی کشاند که تمام اصحاب سازهای بادی جهان به خوبی او را می شناسند؛ آری! صحبت از حسن کسایی است. او در واقع رابط سنت نی نوازی گذشته ما با دوران معاصر است. در گذشته نوازندگانی همچون نایب در صفحات موسیقی معمولا همراه یک خواننده یک الی دو گوشه را همراهی می نمودند. حسن کسایی اولین نوازنده ای است که یک دستگاه کامل موسیقی را اجرا می نماید. اهمیت کسایی در احیا ساز نی، قابل قیاس با حسین تهرانی در تنبک و اصغر بهاری در کمانچه  است. کسایی چون شاگردی نوایی را کرده، درک عمیقی از سنت نایب اسدالله دارد. و اما از آن سو آشنایی کسایی با مرحوم «ابوالحسن صبا» بر روی درک موسیقیایی او تاثیر فراوانی گذاشت.

اگر بخواهیم ویژگیهای سبک حسن کسایی را تحلیل نماییم، باید به این موارد اشاره نمود:

  1. فیزیک اصولی لب و دهان: کسایی تاکید داشت که با  لب می توان صداهای مختلف را تنظیم کرد. او برای ژوست در آوردن نت ها به خوبی می دانست چگونه باید این فیزیک اصولی را رعایت نماید.
  2. صدادهی (سونوریته) شفاف: صدادهی کسایی نسبت به نوازندگان ماقبل خود که تا حدی صدای نی شان خش دار بود، لطیف و شفاف می نمود. همچنین تنوع بسیار در استفاده از صداهای مختلف نی شامل (بم، بم نرم، زیر یا اوج، غیث و پس غیث) در ادای جمله پردازی ها قابل توجه است.
  3. جمله بندی ها و نغمه پردازی های کسایی عمدتا خلاصه و مفید و شسته و رفته است و از ادای جملات طولانی پرهیز می کرد. او همیشه به درست ادا کردن جملات موسیقی و نیز اهمیت سکوت در جملات تاکید فراوانی داشت.
  4. جمله پردازی های ردیفی او در واقع ترکیبی از روایت ردیف شهر اصفهان با آموخته هایش ابوالحسن صبا بود.
  5. قطعات ضربی و چهار مضراب ها در ساز کسایی نمود و اهمیت فراوانی دارد. او یکی از بداهه نوازان بزرگ موسیقی ایرانی بود که به ویژه در قطعات ضربی به لحاظ زیباشناسی ملودیک قابل توجه و بررسی است.

حسین دهلوی موسیقیدان و آهنگساز برجسته در مورد مرحوم کسایی می گوید: « آنچه مولوی درباره نی سروده، در نی کسایی به واقعیت پیوسته است. »

شهرت کسایی باعث  شد گرداگرد شمع وجودش شاگردانی از او خوشه چینی او نمایند و همین امر باعث شده هنوز سنت دیرپای نی نوازی در اصفهان پا برجا باشد.

در تهران و دیگر نقاط ایران شیوه های نی نوازی ادامه یافت و در این میان تاثیر شیوه مرحوم کسایی بیشتر از سایرین بوده است. در دوران معاصر و در نیم قرن اخیر شاهد نوازندگان خوبی همچون: محمد موسوی، حسن ناهید، محمدعلی کیانی نژاد، عبدالنقی افشارنیا، محمدعلی حدادیان، بهزاد فروهری، دکتر حسین عمومی (متولد اصفهان)، جمشید عندلیبی و ... بوده ایم.

در اصفهان یک سده اخیر، علاوه بر نوازندگان متقدم که به اسامی آنها اشاره شد و رابط آنان (حسن کسایی) نوازندگانی همچون: عباس کاظمی، عباس غازی، جلال قاضی، احمد هنرمند، نعمت الله ستوده، منوچهر غیوری، ، حسن منصوری، حسین جواهری، مظفر موید، خلیل ملکی، حسین رمضانی، سعید روحانی، روح الله الله دادی، محمد خلیل کسایی، مهران قاضی و .... به شیوه ها و سبک های مختلف نوازندگی کرده اند.

در این میان هنوز معدود نوازندگانی در اصفهان هستند که به شیوه نی نوازی قدمایی می نوازند و شاگردان مرحوم عباس کاظمی از زمره این شیوه نوازندگی هستند که متاسفانه رو به فراموشی است.

نی اصفهان است... همه نی اصفهان نیست ولی موثرترین چهره ها بر این ساز همچون نایب اسدالله و کسایی از نغمه پردازان دیار زاینده رود بودند. روح گذشتگانی که خوش در این ساز دمیدند شاد باد و به امید روزی که این سنت دیرین فرهنگی در این شهر همچنان پابرجا باشد تا تاثیر آن در موسیقی ایرانی نیکو و خوش باشد.

در پایان این مقاله حکایتی از افسانه های محلی قفقاز که داستانی در مورد پیدایش نی، به استعاره دخترکی یاده شده نقل می نماییم که خالی از لطف نیست:

(«لرمانتوف» شاعر و نویسنده بزرگ روس نیز این افسانه را به شعر در آورده است)

« ماهی گیر، سرمست در کنار رودخانه نشسته بود و باد، نی ها را در برابر او تکان می داد. باد در نی خشک افتاد و نی به زبان حال سخن گفت: ای ماهی گیر! من دخترکی زیبا بودم، زن پدری داشتم، چه اشکهای داغ که در زندان نامادری بر چهره ریختم. نامادری من پسرکی داشت زیبا که مورد علاقه دختران بود. شبی در این کرانه با هم قدم می زدیم، خواست با من در آویزد، نپذیرفتم، با کارد به سینه من نواخت، سینه من شکافته شد، مرا در همین کرانه رود به خاک سپرد و در این جا از گور من نی سر بر آورد. همه این نی ها زاده این حسرت اند. روح من در سینه همه نی ها نهفته است. غصه من در سینه ی همه نی ها می جوشد.

ای ماهی گیر! بگذار با غم خود تنها باشم. »

 نویسنده : مهرشاد متین فر

نظرات برای نظر دادن باید عضو سایت باشید یا وارد شوید

نظر دهید

برای نظر دادن باید عضو سایت باشید یا وارد شوید