بررسی موسیقی معاصر ایران:


مقدمه

موسیقی هر ملتی، بازتاب تنوع زبان، مذهب، شرایط جغرافیایی و نظام اجتماعی و اقتصادی آن ملت می باشد. به بیان دیگر می توان گفت: موسیقی اقوام گوناگون جهان، آینه ای است که ارزشها، باورها و شیوه های خاص زندگی آنان را منعکس می کند. بدون شک، موسیقی هر ملت و قوم بخشی از هویت ملی میهنی آنان است که در طی قرون و اعصار، تغییر و تحولاتی بر آن حاکم شده است.

فرهنگ موسیقایی هر ملت معرف سازها، شیوه های اجرایی، نظام صوتی و الگوهای ملودیک و ریتمیک آن ملت است.
برخی از فرهنگ ها از جمله فرهنگ ایران زمین، علاوه بر موسیقی مردم پسند و موسیقی عامیانه، موسیقی اصیل و پیچیده ای دارند که اجرای آن به نوازندگانی بسیار آموزش دیده نیاز دارد.
سرزمینی چون ایران که از شرق به غرب و از شمال تا جنوبش پر است از گوناگونی اقوام و گویشها، آداب و رسوم و آب و هوا، موسیقی بسیار غنی دارد که از اصالتی بی شبهه برخوردار است. از نگاه محققان موسیقی سرزمین ایران که از گوشه و کنارش مظاهر تمدنی بس درخشان همواره نمایان است؛ دارای موسیقی است که در ذات ، روحانی و عرفانی است؛ به ویژه موسیقی فولکلور ایران (در ادامه به بررسی این نوع خواهیم پرداخت.) که در دامنه ی کوه ها و دشتها و کناره های دریا یا نقاط خشک کویری پدید آمده است.


موسیقی ملی:


در میان ملل مختلف چگونگی بیان احساسات و عواطف متفاوت است ودر موسیقی نیزکه مانند شعر، زبان عاطفه و احساس انسان است؛ این تفاوت به چشم می خورد. از آنجا که موسیقی با مذهب، رقص و نمایش ارتباط بسیار نزدیک دارد؛ یکی از عوامل تشکیل دهنده ملیت است که به چنین موسیقی، موسیقی ملی هر قوم گوییم.
موسیقی ملی ایران، مجموعه ای است از نواها و آهنگهایی که در طول قرنها در این سرزمین به وجود آمده و پا به پای سایر مظاهر زندگی مردم ما تحول و تکامل یافته است.
ظرافت و حالت تعمق ویژه ی موسیقی ما، انسان را به تفکر و رسیدن به جهانی غیرمادی رهنمون می گرداند.
موسیقی عارفانه و ارزشمند ملی ایران که روان انسان را از آلودگیها می پالاید، همواره در رگهای مردم سرزمین ما جوشش داشته، با آن به دنیا آمده اند و تا لحظۀ رفتن از دنیا با آن زندگی می کنند و هرگز نمیتوان جدا، فراموش یا طردش کرد.
موسیقی ملی که مبنا و سابقه ای بسیار کهن دارد، شامل شاخه های مختلفی از موسیقی به شرح زیر است:


1- موسیقی قومی یا محلی (فولکلوریک) و یا به تعبیر دیگر عامیانه.
2- موسیقی سنتی، شامل ردیف و دستگاهها .
3- موسیقی آئینی، زورخانه، نقاره خانه، تعزیه.
4- موسیقی رزمی.
5- موسیقی جشن و شادی.
این شاخه ها مجموعاً موسیقی ملی ایران را تشکیل داده ، از زمانهای بسیار قدیم در کشور ما به اشکال گوناگون وجود داشته اند.
در دورۀ معاصر این تقسیم بندی به شرح زیر آمده است:


1- موسیقی سنتی و اصیل (در مورد موسیقی کلمۀ اصیل را می توان به معنای اصل دار، ریشه دار، خالص، صاحب نسب، محکم و استوار در نظر گرفت. کلمۀ سنتی در مورد موسیقی به معنی رسمی، دقیق و معتبر و عمومی که از دیرگاه باقی مانده است).
2- موسیقی محلی.
3- موسیقی سازی.
4- موسیقی آوازی.
5- موسیقی نوین ایران.
6- موسیقی آئینی
که در اینجا به بررسی سه مورد اول می پردازیم:


1) تعریف موسیقی سنتی و اصیل:


یکی از مشخص ترین قسمتهای موسیقی ایران، موسیقی سنتی ماست که آن را موسیقی اصیل نیز می نامیم و مطابق سنت و قواعد قدیمی و بر اساس ردیف موسیقی ایران، قرار گرفته است که ریشه ای بسیار کهن داشته و سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده است. از دیرباز در روش موسیقی ایران ، نواها برحسب دوره تقسیم شده اند که ایرانیان به هر یک از آنها در قدیم دور یا مقام و امروزه دستگاه می گویند. هر دستگاهی ویژگیهایی خاص خود را دارد و به نوع احساسات رزمی یا حزن انگیز و یا شادی آفرین بستگی خواهد داشت.
تعریف دستگاه و آواز در موسیقی سنتی امروز ایران:
طبق روش طبقه بندی جدید در آواز و مقامات، که از حدود صد سال پیش برقرار شده آواز و موسیقی سنتی ایرانی را در دوازده مجموعه قرار داده اند. از دوازده مجموعه تقسیم بندی شده، هفت مجموعۀ آن را که وسعت و استقلال بیشتری داشته اند ، دستگاه نامیده اند و پنج مجموعه دیگر را که مستقل نبوده و از دستگاههای مزبور مشتق شده اند (البته با خصوصیات کاملاً متفاوت از یکدیگر) آواز نامیده اند.
بنابراین موسیقی سنتی امروز ایران، که باقی ماندۀ مقامات دوازده گانۀ قدیم است قبلاً مفصل تر بوده و امروز جزئی از آن در دسترس است. هر چند، بر اثر نقل و انتقال شفاهی به تدریج خلاصه تر شده و حتی بعضی از قسمتها در طی سالها به کلی فراموش شده است.
بر هفت دستگاه اصلی و پنج آواز، تعدادی گوشه (در هر دستگاه و آواز گوشه های فراوان مختلفی به کار میرود که جزء کوچکی است که به تنهایی استقلال ندارد اما هر گوشه به آهنگ خاصی نواخته می شود و نوازنده یا خواننده روی این گوشه ها با رعایت حدود آن بداهه نوازی و بداهه خوانی می کند.)
استوار و الگوی نوازندگان و خوانندگان امروزی است.
شمار این گوشه ها را 228 ذکر کرده اند، ردیفهای مختلف و مشهور استادان موسیقی سنتی صدسالۀ اخیر مانند آقا حسینقلی، میرزا عبدالله، درویش خان و صبا نیز از همین نظم پیروی می کند.
اسامی دستگاهها و آوازها در موسیقی سنتی ایران:
نام هفت دستگاه اصلی عبارت است از شور، ماهور، همایون، سه گاه، چهارگاه، نوا و راست پنجگاه. نام پنج آواز بدین شرح است: اصفهان، ابوعطا، بیات ترک، افشاری و دشتی.


اجزای دستگاه و آواز:


برای اجرای یک دستگاه یا یک آواز ترتیبی را باید رعایت کرد که معمولاً این چنین است:

درآمد، آواز، تصنیف و رنگ که د رزمان مرحوم درویش خان و به ابتکار وی پیش درآمد و چهار مضراب نیز به این سلسله مراتب اضافه شده است.


تعریف ردیف:


کلمۀ ردیف در موسیقی سنتی ایران به طور کلی به ترتیب قرار گرفتن نغمه های گوناگون دستگاهها و آوازها که غالباً حالت مدگردی (مدولاسیون) دارند گفته می شود، به بیان دیگر ردیف، ملودیهای معین شده در هر دستگاه است.

ردیف : ملودیها و آهنگهایی به طور ثابت است که مبین گوشه های این دستگاهها می باشد و بیشتر ساخته و تنظیم شده برای تدریس است.
ترتیب اجرای نغمه های ردیف بنا به ذوق و سلیقۀ هر استاد شکلی خاص دارد. بنابراین استادان بزرگ موسیقی از سدۀ گذشته برای تنظیم و ترکیب گوشه ها در دستگاهها و آوازها طبقه بندی خاص خود را به کار می بردند که آن را ردیف می نامیدند. این طبقه بندی هر چند متکی به اصولی بود ولی تا حد زیادی به ذوق و سلیقه استاد بستگی داشت. از میان اینگونه طبقه بندیها ردیف آقا حسینقلی، میرزا عبدالله،
درویش خان، ابوالحسن صبا و موسی معروفی از امتیاز بیشتری برخوردارند.
تقسیم بندی ردیف موسیقی ایران به شکل امروزی از یادگارهای خاندان موسیقیدان دورۀ قاجاریه به نام فراهانی است که تقریباً مورد قبول عموم متخصصین فن است. ردیف قدما به نام کتاب ردیف موسیقی ایران به کوشش استاد ارجمند مرحوم موسی معروفی جمع آوری و به وسیلۀ وزارت فرهنگ و هنر وقت چاپ شده است که منبع آن ردیف میرزا عبدالله، آقا حسینقلی و دیگر هنرمندان موسیقی سنتی بوده است.
آموختن ردیف موسیقی ایران جزء اصول اولیه آموزش موسیقی سنتی ماست. اما نه برای اجرای عین به عین، بلکه برای فرا گرفتن اصول موسیقی ایرانی به کار می آمده و با داشتن این زمینۀ اصلی است که میتوان در موسیقی ایرانی بداهه نوازی، بداهه خوانی و آهنگسازی کرد.


2) موسیقی بومی (فولکلوریک) یا محلی:


بنابر تقسیم بندیی که برای موسیقی هر ملتی به عمل آمده، بیشتر صاحب نظران در این رشته، این دو نوع موسیقی را از هم متمایز ساخته اند. موسیقی هنری یا علمی که دارای قواعد مشخص و اصول مسلمی است. سازنده و اجراکننده از قواعدی خاص پیروی می کنند. اما موسیقی محلی نغمه هایی است که مردم برای بیان احساسات خود ساخته و پرداخته، و همواره با شعر همراه بوده و در یک قالب جا دارند و این کهن ترین نوع آواز است. ارزش مهم ترانه های محلی جنبۀ ملی آنهاست.

تعریف فولکلور:


کلمۀ انگلیسی FOLKLORE از دو کلمۀ LORE به معنای علم و FOLK به معنای ملت تشکیل شده و در فرهنگ لغت به معنای مجموعه عقاید و افسانه ها و آداب و رسوم و ترانه های محلی آمده است که نمونه ای از خواسته ها و نیازهای آن ملت می باشد.
مفهوم کلی این لغت عبارت است از علوم سنتی آداب و اخلاق و هنرهای ملی یک ملت یا قوم، بنا به تعریفی دیگر فولکلور به آن قسمت از فرهنگ که مربوط به هنر و زندگی تودۀ مردم است گفته می شود، که در این زمینه ترانه های عامیانه و روستایی، رقصهای محلی و ملی و موسیقی دست نخوردۀ ملل را میتوان یافت.
یکی از برجسته ترین قسمتهای فولکلور مربوط به موسیقی است که با تاریخ زبان، ادب و مذهب ملت پیوستگی دارد، خاصه که رقص و آواز و مراسم دینی در مراحل نخست موسیقی هر ملتی جا گرفته است. این نوع موسیقی، راه را برای پدید آمدن موسیقی علمی هموار می سازد.


ترانه های فولکلوریک ایران:


مرحوم روح الله خالقی، در این باره چنین می گوید:
"یکی از منابع ذی قیمت موسیقی هر کشور آهنگها و ترانه هایی است که در نقاط مختلف آن مملکت خاصه در دهات و قصبات دور از شهر به وسیلۀ مردم بومی و روستایی خوانده می شود و چون این نوع موسیقی کمتر تحت تأثیر افکار مردم شهرنشین واقع شده، طبیعی تر و به موسیقی حقیقی و اصیل و قدیمی آن کشور نزدیکتر است، جمع آوری آنها علاوه بر اینکه باعث حفظ و نگهداری آنهاست کمکی هم به تحقیق دربارۀ مختصات آن مملکت می کند، و چگونگی و کیفیت آن را معلوم می نماید."
چون در ایران اقوام مختلفی ساکنند که از نظر فرهنگ قومی تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند، بنابراین موسیقی فولکلوریک ایران دارای خصوصیات بسیار متنوعی از نظر طرز بیان و لحن موسیقی است. مثلاً در موسیقی آذربایجانی، گیلانی، خراسانی، ترکمنی، کردی، شیرازی و بلوچ نه تنها در ملودیها، بلکه در گویش نیز با یکدیگر بسیار متفاوتند. از نظر فرم موسیقی می توان از دو نوع موسیقی بومی در ایران نام برد:


1.ترانه های بومی آوازی که به صورت انفرادی یا دسته جمعی خوانده می شود.
2. رقصهای محلی سازی که با سازهای محلی به اجراء درمی آید.


ترانه های محلی ایرانی از نظر ملودی ، بسیار غنی و پرمایه هستند که از این نظر یکی از غنی ترین، زیباترین و متنوع ترین ترانه های فولکلوریک دنیا هستند، این ترانه ها که نشانۀ طرز فکر و تمدن و فرهنگ کشور ما هستند، سینه به سینه نقل شده و از نسلی به نسل دیگر می رسد و آئینۀ تمام نمای افکار و اندیشه های
مردمی اند که خود خالق و آفرینندۀ آن به شمار می روند. این ترانه ها از وضع اجتماع، طرز فکر و نوع زندگی آنها سرچشمه و الهام گرفته اند و با گویشها و لهجه های مختلف و وسیعی که در سرزمین ایران وجود دارد، از غنی ترین منابع فرهنگی ما به شمار می آیند. این ترانه ها نمایانندۀ ملت و گذشتۀ ما هستند و می توانند برای موسیقیدانان ما در پدید آوردن آثار موسیقی علمی، الهام بخش باشند.
چگونگی استفاده و اشاعۀ ترانه های محلی:
موسیقی محلی که بیشتر مردم به راحتی آن را می فهمند، بسیار کند و به سختی رنگ عوض می کند و بیگمان بازتابی واقعی از ارزشهای بنیانی فرهنگی است که به آن تعلق دارد. به عبارت دیگر، پایۀ موسیقی هر کشور، فولکلور و ترانه های محلیش است. در ایران نیز موسیقی محلی یکی از پایه ها و اساس موسیقی ملی ما محسوب می شود. باید این نغمه ها را که بهترین یادگار موسیقی ملت ماست، از گزند حفظ کرد و از آنها به عنوان درونمایۀ اصلی برای به وجود آوردن موسیقی هنری و علمی استفاده کرد. با برداشتی از این ملودیهای بومی، می توان نوآوریهایی در زمینۀ موسیقی ملی ایران خلق کرد که علاوه بر دارا بودن ویژگیها و روحیات موسیقی ملی ایرانی، قابل عرضه و برابری با هنر امروز دنیا و معرف فرهنگ ایران در جهان باشد.
برای موفقیت در این امر، دو نکتۀ مهم را باید در نظر گرفت. مورد اول جمع آوری این نغمه ها برای حفظ و مایه گرفتن از آنهاست که هم در زمان حاضر قابل استفاده بوده و هم به عنوان گنجینه ای برای هنرمندان آیندۀ این کشور می ماند، بنابراین باید ابتدا این نغمه ها را ضبط و سپس به وسیلۀ افراد متخصص، آنها را
نت نویسی کرد.
دوم، چگونگی استفاده از این ملودیها به عنوان محتوا و پایۀ اصلی موسیقی هنری است، که خود موردی است بسیار دقیق، و لازمۀ این کار تکنیک هنری و سواد و تخصص کافی در این فن است. بنابراین باید ابتدا به پرورش و آموزش هنرمندان متخصص پرداخت که وقتی درونمایه های اصلی خود را از فولکلور ایران انتخاب کردند، بتوانند به کمک تکنیک هنری و علم موسیقی آنها را به صورت آثار هنری بزرگی که رنگ و بوی ملی خود را حفظ کرده باشد درآورند. فولکلور درحقیقت آئینۀ روح و معرف صفات و تمایلات هر ملتی است، پس در حفظ اصالت آنها باید کوشا و دقیق بود.


3) موسیقی سازی:


در موسیقی ایرانی، از زمانهای بسیار قدیم ساز و آواز همراه بوده است و در کتب تاریخی نیز هرگاه به موسیقی اشاره شده بیشتر نام الحان و ترانه ها برجای مانده، ولی شکی نیست که موسیقی سازی نیز دارای اهمیت بوده است.
حدود صد سال قبل به تدریج موسیقی سازی، جدا از همراهی با آواز برای خود راهی مشخص را در پیش گرفت، و در این رشته نوازندگان و آهنگسازانی به وجود آمده اند و نوآوریهایی انجام دادند. ولی به طور کلی موسیقی سازی ایرانی دارای دو بخش اساسی است:


الف. تکنوازی که بر پایۀ موسیقی سنتی و بداهه نوازی قرار دارد.
ب. همنوازی که بر پایۀ کارهای جمعی اعم از گروههای کوچک یا بزرگ یک صدایی و یا چند صدایی استوار است.


تکنوازی:


تکنوازی در موسیقی مشرق زمین از اعتبار و اهمیت فراوانی برخوردار است، که به تعبیری می توان آن را مربوط به فلسفه و عرفان شرق و ایجاد ارتباط معنوی با عالم لایتناهی دانست. نوازندۀ شرقی با ساز و موسیقی خود به نوعی به عبادت در کنج خلوت و تنهایی خود می پردازد.
صرفنظر از این دیدگاه، نحوۀ تکنوازی در موسیقی ایرانی شامل آفرینش و خلاقیتی است که خود ناشی از بداهه نوازی یعنی ویژگی موسیقی ملی است و تفاوتهای اساسی با تکنوازی در موسیقی غربی (سلو) دارد. بدین معنی که تکنواز غربی فردی است با توانایی و مهارت و تخصص فراوان در نواختن ساز به خصوصی که منتقل کننده و اجرای اثری از خود و یا آهنگساز متخصص دیگر است. (البته نباید برداشت و نوع بیان شخصی بسیار محدودی که مربوط و منحصر به نحوۀ اجرا، و حالات درونی قطعه است را از نظر دور داشت.) ولی تکنواز ایرانی، بداهه پرداز و خلاق است و احساساتش را آزادانه از طریق انگشتان خود بر روی ساز ارائه می دارد ولی در قالب از پیش آموخته و مشخص شده و بسیار وسیع موسیقی سنتی، ردیف و دستگاهها ، تحت تأثیر عوامل مکانی و زمانی ، هر بار به نوعی متفاوت از بار قبل عرضه می کند، و مانند تکنواز خارجی محدودیت فرم و قالب ظاهری معینی را ندارد. به همین علت هر بار کارش با پیش متفاوت است. و نیز اگر دو تکنواز موسیقی سنتی ما گوشۀ واحدی را از ردیفی بنوازند، هر کدام دارای تفاوتهای بسیاری نه در چارچوب اصلی ، بلکه در نوع بیان شخصی اند. این خود مهمترین ویژگی موسیقی ملی ایران است. تکنواز سنتی بنابر موقعیت زمان و مکان می تواند به میل خود نواختن را طولانی یا کوتاه نماید . این چیزی است که در تکنوازی موسیقی غربی امکانپذیر نیست. با توجه به اهمیت تکنوازی و بداهه نوازی، در زمینۀ موسیقی سنتی ایران، این شیوۀ حفظ سنت موسیقی ایرانی را باید ابتدا با آموختن اصول ردیف و دستگاههای موسیقی سنتی از روی نت به شاگردان و ایجاد مهارت کافی در ضمن نوازندگی، و سپس از طریق شفاهی و گوشی یعنی اجرای استاد و شاگرد به جهت درک و شناخت بیشتر ظرایف و ریزه کاریهای موسیقی سنتی حفظ کرد و اشاعه داد.


همنوازی:


از دورۀ ناصرالدین شاه قاجار ، کار گروه نوازی چه در زمینۀ موسیقی و سازهای سنتی و چه با رعایت اصول و قواعد موسیقی ارکستر غربی که به وسیلۀ مسیولومر در قالب موسیقی نظام و سازهای غربی به ایران آورده شد بیشتر معمول گردید.
از اوایل مشروطیت انجمن اخوت به مناسبتهای خاص کنسرتهایی برپا می کرد که در آن همنوازی به صورت ارکستری نیز انجام می شد.
بعدها کم کم کار گروهی رونق بیشتری گرفت، و با اضافه شدن سازهای غربی به جمع سازهای ایرانی و اجرای قطعات ایرانی بر روی آنها با فرم تازه معمول شد. در کنسرتهایی که به وسیلۀ مدرسۀ موسیقی وزیری اجرا می شد، همنوازی را جزو برنامه های خود قرار می دادند. البته این آغاز کار ارکستر بود و به تدریج با استفاده از اصول آهنگسازی و هارمونی غربی و تطبیق آن با موسیقی ایرانی، نوآوریهایی در این زمینه انجام گردید که از ارزش هنری بسیاری برخوردار است. درنتیجه همنوازی چه به صورت کار گروهی سنتی و سازهای ملی و چه به صورت ارکسترهای موسیقی ملی به روشی جدید و همکاری سازهای غربی، امروزه فرم تثبیت شده ای در ارائۀ موسیقی ملی ماست.


گردآوری و نگارش: شهرزاد شاه کرمی
ویرایش : حمیدرضا آزاده فر
منبع: کتاب چهره های موسیقی ایران جلد 1 (نوشته: شاپور بهروزی)

 

نظرات برای نظر دادن باید عضو سایت باشید یا وارد شوید

نظر دهید

برای نظر دادن باید عضو سایت باشید یا وارد شوید