درباره ی استاد جهانگیر ملک
29 بهمن ماه به سال 1311(تهران) سال روز تولدجهانگیر ملک :

گفته اند و نوشته اند که در مدرسه با زدن روی میز کلاس، نواختن را آغاز کرد. حسین تهرانی نوازنده بزرگ تمبک در همسایگی آنها در کوچه آبشار منزل داشت و چون از استعداد و علاقه جهانگیر مطلع شد، تدریس تمبک به او را آغاز کرد. در سال 1332 همکاری خود را با رادیو آغاز کرد. پس از آزمایش های لازم، نوازندگی تمبک در ارکستر «ویژه» به رهبری مشیر همایون شهردار به او محول شد. با تشکیل ارکستر سازهای ملی توسط روح الله خالقی به عنوان نوازنده این ارکستر انتخاب شد. جهانگیر ملک در طرز نوازندگی تمبک ابداعاتی در خور تحسین داشت. وی در 19 آذر ماه 1381 بدرود حیات گفت.
درباره ی استاد داریوش طلایی
26 بهمن ماه به سال 1331 سال روز تولد داریوش طلایی :

با پایان تحصیلات ابتدایی به هنرستان موسیقی ملی رفت و تار را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد. داریوش طلایی پس از هنرستان از دانشکدۀ هنرهای زیبا در رشته موسیقی فارغ التحصیل شد. علی اکبر شهنازی، داریوش صفوت و نورعلی برومند از آموزگاران او بودند. وی که در نواختن تار شیوه ای مختص به خود دارد در سال 1350 به مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران رفت و در آن جا علاوه بر تدریس و تحقیق توانست از محضر استادانی چون سعید هرمزی، فروتن و عبداله دوامی بهره مند شود. همکاری در کنسرت های مختلف و تهیه نوارهای متعدد از فعالیت های این استاد نوازنده تار است.
به روز رسانی
درباره ی استاد فرامرز پایور:
نوای سنتورش از حیث ظرافت به مینیاتور و کاشیهای عصر شاه عباس مانند بود.
فرامرز پایور، فراتر از مرز موسیقی سنتی گام نهاد. وی با مهارتهای فنی و آموختههای ژرف به کمال هنری دست یافت و درصدر نوازندگان سنتور قرار گرفت.
در 21 بهمن ماه سال 1311 شمسی در تهران متولد شد. با مدرک دیپلم از دبیرستان دارایی فارغ التحصیل شد و مدت سه سال در رشته زبان انگلیسی در دانشگاه کمبریج به تحصیل پرداخت.
پایور آموزش موسیقی را نزد استاد هنرمند ابوالحسن صبا در رشته سنتور آغاز کرد و مدتها خوشه چین محضر این یگانه عالم موسیقی بود. او مدت 10 سال ردیف موسیقی ایرانی را که استاد صبا از روی ردیف میرزا عبدالله با تکنیک نوازندگی استاد حبیب سماعی تدریس میکرد، فرا گرفت.او بعد از صبا، به توسعهی آموزش موسیقی خود پرداخت و ردیفهای آواز و تصنیفهای قدیمی را از استاد عبدالله دوامی فرا گرفت و به نت درآورد. همچنین آثار درویش خان و رکن الدین مختاری را جمعآوری و نت نویسی کرد و دو کتاب برای سنتور تدوین و چاپ کرد.
فرامرز پایور با کسب بورس تحصیلی رهسپار پاریس شد تا با مبانی موسیقی بین المللی نیز آشنایی یابد. او پس از بازگشت در هنرستان عالی موسیقی به تدریس پرداخت .
استاد سنتور نواز سالها در وزارت فرهنگ و هنر سرپرستی گروه سازهای ملی را بر عهده داشت. پایور با گروه موسیقی هنرهای زیبا سفرهای بسیاری به آسیا و اروپا کرد. وی در شناساندن هنر موسیقی ایران در سطح بین المللی سهم و تأثیر به سزایی داشت و سالها آفریدههای دل نشین او با صدای بنان – عبدالعلی وزیری – شجریان – خاطره پروانه و پریوش اجرا میشد.
پایور، ترانهها و قطعات خوبی را به شیوهی خود تنظیم کرده و طراوت زیادی به آنها بخشیده است.استاد فرامرز پایور در سال 1378 دچار عارضه سکته مغزی شد و از آن زمان تا زمان فوتش نتوانست فعالیت هنری خود را ادامه دهد. با این وجود در طی این سالها برخی آثار قدیمی او با تنظیم مهرداد دلنوازی ، خوانندگی سالار عقیلی و با تایید خودش اجرا شدند.
سرانجام این چهره تأثیر گذار موسیقی ایرانی در 18 آذر 1388 در بیمارستان شهید باهنر اقدسیه تهران به علت ایست قلبی و مشکل تنفسی درگذشت.
نویسنده: شهرزاد شاه کرمی
منابع: چهرههای موسیقی ایران (شاپور بهروزی) و زندگینامه فرامرز پایور (همشهری آنلاین)
نیم نگاهی به تاریخ ساز پیانو در ایران و سرگذشت مشیر همایون شهردار:
پیانو وسیعترین و کامل ترین آلتی است که تاکنون برای نواختن موسیقی به وجود آمده است. ساز پیانو شامل 7 اکتاو (تکرار یک نت در هشت نت بعدی (توالی هشت نت موسیقی)) است، حال آنکه ساز تار (زهی زخمهای) شامل 2 اکتاو و نیم و ویلن( زهی آرشهای) شامل 3 اکتاو است و سایر آلات موسیقی به جز چنگ، از این حد تجاوز نمیکنند.
در کلیساها از یک نوع ارگ بزرگ استفاده میکنند که دارای همان اکتاوهای پیانو و بیشتر نیز هست. شایان ذکر است، ارگهای قدیمی بادی بودند.
اولین پیانویی که به ایران آورده شد، پیانو کوچکی بود که به تناسب وسایل حمل و نقل آن زمان، انتقال آن از فرانسه به ایران امکان پذیر بود. این پیانو فقط دارای 5 اکتاو بود که صفحهی جای انگشتان از پیانو جدا میشد و حمل آن را آسان میکرد. این پیانو را ناپلئون به فتحعلی شاه اهدا نموده بود.به طور کلی بر اساس شواهد تاریخی، نخستین پیانوهای بزرگ و کامل در زمان ناصرالدین شاه به ایران آورده شد.
از نوازندگان پیانو در 70 سال اخیر میتوان به هنرمندان زیر اشاره کرد:
1. مشیر همایون شهردار، 2. مرتضی محجوبی، 3. جواد معروفی، 4. اردشیر روحانی، 5. انوشیروان روحانی، 6. علیرضا خواجه نوری، 7. افلیاپرتو، 8. مهین زرین پنجه، 9. ناصر چشم آذر، 10. پرویز اتابکی.
حال به مناسبت سالروز درگذشت (11 بهمن ماه به سال 1349) استاد مشیر همایون شهردار سرگذشت این هنرمند فقید را ورق میزنیم:
دو سطر از سرگذشت من فراگیر و زان پس پندهای پربها گیر
حبیب الله مشیر همایون شهردار در سال 1264 دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در مدرسه آلیانس به پایان رساند و سپس به خدمت دولت درآمد.
پدرش از نزدیکان سپهسالار بود و دو پیانو به ایران آورد، که یکی را در خانه خود نگاه داشت و به این ترتیب، همایون از 6 سالگی نواختن پیانو را آغاز کرد.
وی مدت زیادی شاگرد محمد صادق خان، بهترین استاد و نوازندهی سنتور زمانش بود و ردیف موسیقی ایرانی را به وسیله سنتور آموخت و روی پیانو تقلید کرد، از همین روی در نواختن پیانو صاحب سبک خاصی شد که بسیار شبیه سبک سنتور بود.
در 10 سالگی به نوازندهای چیره دست بدل شد، که بسیار به شنیدن آوای سازش رغبت میکردند.
استاد مشیر همایون شهردار مدت زیادی به کارهای دولتی اشتغال داشت. مدتی قاضی شعبه اول دادگاه در وزارت دادگستری تهران بود. پس از آن دادستان دادگستری اصفهان و چندی بعد رئیس ادارهی ذوب آهن شد. اما بدون در نظر گرفتن سلسله مراتب رشد اداری، او همیشه یک موسیقی دان و هنرمند بود.
در سال 1320 بازنشسته شد و از آغاز تأسیس رادیو با این مؤسسه همکاری داشت. او همچنین به طور مداوم همکار شورای موسیقی رادیو ایران بود.مشیر همایون شهردار بسیار تلاش میکرد تا ردیف موسیقی ایرانی را به هر ترتیب بر روی پیانو منتقل کند که این خودپایهای برای ایجاد ادبیات پیانو در آن زمان بود. وی قطعهی جالبی را در دستگاه راست پنجگاه بر روی پیانو اجرا کرد که از مشکلترین قطعات موسیقی ایرانی به حساب میآمد.
در سال 1909 میلادی استاد شهردار به دعوت کمپانی “His master Voice” به لندن سفر کرد و تعدادی آهنگ ایرانی بر روی صفحات ضبط کرد که متأسفانه در دسترس نیست.
در سال 1312 شمسی نمایندگان کمپانی کلمبیا با وسایل کار به تهران آمدند و او را برای ضبط آهنگهای ایرانی دعوت کردند. محصول آن زمان یکی از عالیترین قسمتهای موسیقی ایرانی است. قطعاتی که مشیر همایون همراه با ظلی خوانندهی معروف و فقید اجرا کرده است. این قطعات هنوز مورد توجه اهل فن و موسیقی شناسان است. مقدمه این آهنگها همه از خود مشیر همایون است که نهایت استادی، نوجویی و نوآوری خود را در ابداع این قطعات به اثبات رسانده است.
مشیر همایون علاوه بر نوازندگی پیانو، در آهنگسازی نیز دست داشت و بسیار مبتکر و خلاق بود. او تعدادی اپرت نیز تصنیف کرده که شعر و آهنگش هر دو از خود اوست. در اپرت روش خاصی داشت، یعنی تلاش میکرد تا از اشعار گذشتگان و استادان سخن قطعاتی را انتخاب کرده و در اپرت خود به کار برد.اپرت یوسف و زلیخا و خسرو و پروانه از بهترین آثاری بود که این آهنگساز، تصنیف کرد.
"دوستان شرح پریشانی من گوش کنید"
یکی از ترانه های اپرت یوسف و زلیخا است که هنوز مردم زمزمه میکنند و به یاد دارند.خسرو و پروانه را مشیر همایون از افسانه "مادام کاملیا" (اثر الکساندر دوما(پسر)) گرفته بود؛ چرا که در زمان اقامتش در فرانسه تحت تأثیر آن قرار گرفته بود. او این افسانه را به نام خسرو و پروانه در تهران اجرا کرد که نتهای این اپرت را "ابراهیم منصوری" هنرمند معروف نوشته بود.چندی بعد، مشیر همایون دست به خلق اپرت رستم و سهراب زد. ملودیهای این اپرت در دست است اما افسوس! که هیچگاه به صفحه نرفت.
شهردار، هنگامی که در رادیو مسئولیت شورای موسیقی را قبول کرد، ارکستری به نام ارکستر ویژه بنا نهاد. این ارکستر قطعاتی را که برای ارکستر تنظیم شده بود به سبک موسیقی غربی اجرا میکرد. به دنبال آن ارکستر فارابی به وجود آمد که مشیر همایون آهنگهایی برای این ارکستر ساخت.
استاد شهردار، در شاعری نیز دستی داشت و سرگذشت خود را به نظم چنین نقل کرده است:
دو سطر از سرگذشت من فراگیر و زان پس پندهای پر بهاگیر
زهجرت در هزار و سیصد و چهار شدم وارد در این دشت محن زار
چو فارغ گشتم از تحصیل دانش شدم با بخت خویش اندر کشاکش
سپس دعوت شدم از انگلستان که سازم صفحهای از لحن ایران
دفتر زندگی صاحب این همه شور و احساس، هنرمند وطن پرست و آزاده پس از 70 سال خدمت به موسیقی ملی ما در روز 11 بهمن ماه 1349 (در سن 85 سالگی) بسته شد.
روحش شاد.
نویسنده: شهرزاد شاه کرمی
منابع: (دیوان امیر جاهد (مهر 1333) و گفتار رادیویی به مناسبت درگذشت مشیر همایون شهردار از کتاب چهرههای موسیقی ایران (شاپور بهروزی).
به مناسبت پنجمین سال درگذشت استاد پرویز یاحقی:
یک صدا، یک ساز و پرویز یاحقی: 
هجدهم مرداد ماه 1372 خورشیدی ساعت 15 : 8 شب: دوربین فیلمبرداری روشن می شود و تصویری از پرویزیاحقی که مقابل دوربین ایستاده است؛تا تصاویری را از خود و صدای سازش به یادگار بگذارد. او می خواهد با این کار تصاویری واقعی از خودش ،به عنوان یک نوازنده و هنرمند صاحب سبک در ویلن و موسیقی ایرانی برجای بگذارد تا راه سوء استفاده از این قبیل آثار هنرمندان، پس از فوت صاحب اثر، از بین برود.
پرویز یاحقی به روایت پرویز یاحقی :
پرویز یاحقی متولد 31 شهریور ماه 1314 است. در 16 سالگی به ریاست برنامه کنسرت شماره ی 3 رادیو درآمد و به دلیل دوستی با بیژن ترقی (ترانه سرا) از او خواست که برایش ترانه بسراید و به این ترتیب اولین ترانه برای آهنگ یا حقی در دستگاه ماهور به خوانندگی مرحوم مرضیه ساخته و از رادیو پخش شد.یاحقی پایه ی ثابت برنامه گلهای رادیو قبل از انقلاب بود و بسیاری از خواننده های آن دوران با آهنگهای او معروف شدند، و با صدای ویلن اش خیلی ها دل به موسیقی ایرانی بستند.از سال 1358 به بعد وسایل صوتی و میکروفن های حرفه ای توسط یاحقی و جمعی از دوستان وی خریداری و جمع آوری شد و خانه وی تبدیل به محلی برای ضبط های خصوصی گردید.که در آن استاد جلیل شهناز (نوازنده تار) و استاد جهانگیر ملک (نوازنده تمبک) در ضبط سری B,A و استاد امیرناصر افتتاح (استاد تمبک) در ضبط سری c، شرکت داشتند.
پرویز یاحقی بسیار شیفته ی موسیقی بود آن چنان که خود وی در این باره می گوید:
"تمرینات روزانه ی من و یا بهتر بگویم، تمرینات شبانه روزی ام یکی از عجیب ترین دوران زندگانیم بود. حال که به آن سالهای گذشته نگاه می کنم، می بینم چه دوران پرمشقت و عجیبی را پشت سر گذاشته ام؛ مشقت نه از آن جهت که تمرین برایم سخت بود، چرا که من عاشق موسیقی هستم تنها از آن جهت که برایم عجیب بود."
پرویز در دوران مدرسه ساعت 5 صبح قبل از سایر اهل خانه از خواب بیدار می شد و در اتاق کوچکی که خود آن را به زیرزمین تشبیه می کند و در کنج خلوتی که مادرش برای او مهیا کرده بود و به دور از خواب اهل خانه، مشق ساز می کرد. تمرین او تا ساعت 30 : 7 دقیقه صبح به طول می انجامید و پس از آن با عجله به سمت مدرسه که فاصله چندانی با خانه نداشت، می رفت و ظهر پس از مدرسه به خانه بازگشته و از ساعت 2 بعدازظهر به تمرین ادامه می داد تا ساعت 4 که دوباره به مدرسه می رفت و پس از بازگشت از مدرسه به تمرین می پرداخت تا شب که در کلاس درس استادش حضور یابد.این شیوه ی زندگی پس از 6 یا 7 سال به قول یاحقی: "سه دردسر بزرگ "برای او رقم زد؛ ضعف بدن و بیماری ریوی، نگرانی اهل خانه و سرانجام شکایت و اعتراض همسایه ها که گاه و بی گاه صدای ویلن یاحقی را می شنیدند.

20 شهریور ماه 1373: یاحقی با دوربین تصاویری از ویلن خود ضبط می کند و می گوید: این ویلن توسط استاد ابراهیم قنبری ساخته شده که پس از 30 سال اجرای برنامه در رادیو وکنسرت های متعدد در نقاط مختلف کشور و سفرهای فراوان قرار است ماه آینده (مهرماه) توسط استاد قنبری باز شود.
نوروز سال 1377: یاحقی هم چنان دوربین در دست مشغول ضبط تصاویری از سفره هفت سین است که به گفته خودش به دلیل تب و بیماری اخیر نتوانسته آنطور که می خواهد آن را بچیند. یاحقی در حالی که تصویری از سبزه هفت سین می گیرد، می گوید:"همه چیز شکل جدیدی یافته حتی سبزه هفت سین که با سبزه ی دوران کودکی ام متفاوت است."
یاحقی سرانجام در 11 بهمن ماه 1385 دار فانی را وداع می گوید و پیکرش در حالی در منزل شخصی اش یافت می شود که 48 ساعت از فوت او گذشته بوده است.
سوز و گداز نه برای رفتن که برای فرصتهای از دست رفته است. (احمد شاملو)
نویسنده: شهرزاد شاه کرمی با الهام از مستند "کنسرتی که هرگز اجرا نشد" (ساخته بهمن فرمان آرا)
سالروز درگذشت عبدالله دوامی
6 بهمن ماه به سال 1359 درگذشت استاد عبدالله دوامی (متولد1270 تفرش) :

استاد یگانه هنرمندان موسیقی و خوانندگان ایران ،خود آموختن را نزد آقامیرزا حسینقلی، حسین خان کمانچه کش، درویش خان، ملک الذاکرین و آقامیرزا عبدالله آغاز کرد و به پایان برد. قبل از مشروطه به همراه اقبال السلطان، باقرخان و مشیر همایون شهردار قرار شد تا برای ضبط، حراست و معرفی موسیقی ایرانی به برلین بروند که به دلیل جنگ میسر نشد و در تفلیس و قفقاز قصد خود را عملی کردند. تقریباً اغلب نام آوران امروز و دیروز موسیقی ایران به طور مستقیم یا غیرمستقیم از محضر او بهره برده اند.
سالروز درگذشت ملوک ضرابی
15 دی ماه به سال 1378 درگذشت بانو ملوک ضرابی:
بخشی از زندگی ملوک ضرابی از زبان خودش:
ملوک ضرابی می گوید:
ما اهل کاشان هستیم و خواندن، ارث فامیلی ماست. پدر من فوق العاده خوب می خواند ولی خواننده نبود. هر صبح بعد از نماز، دعای دوازده امام می خواند. و اگر یک روز کسالت داشت و این دعا را نمی خواند همسایه ها می آمدند در خانه و می گفتند: ما امروز صدای حاج آقا را نشنیده ایم مثل این است که چیزی گم کرده ایم.
این ارث به من رسید، ولی آن وقتها نمی گذاشتند یک دختر آواز بخواند. مرحوم طاهرزاده من را در منزل عین السلطان دید و صدایم را شنید. از صدای من خوشش آمد و دو سال به من مشق آواز داد.مرحوم حاج خان عین الدوله هم در منزل عین السلطان رفت و آمد داشت. یک سال هم مرحوم حاج خان عین الدوله ضرب زدن و ضربی خواندن را به من یاد داد. یک روز مرحوم طاهرزاده فرمودند دیگر بس است. یک روز هم مرحوم حاج خان عین الدوله ضرب را بوسید و گفت: من دیگر در مقابل تو ضرب نمی زنم و ضربی نمی خوانم.
آن روزها دورۀ قمر خانم بود. قمرالملوک وزیری یکی از خواننده های بزرگ و پرارزش ما بود. به عقیده من مگر مادر دهر یک چنین خواننده ای بزاید. خانم وزیری از من دوازده سیزده سال بزرگتر بود. یک روز قمرخانم در منزل شیخ الملک اورنگ مهمان بود و من هم دعوت داشتم. ایشان خواند و از من هم خواستند که بخوانم. در فکر بودم که در مقابل خانم وزیری چه بخوانم. یک قطعه ضربی خواندم و خدایی بود که خیلی گرفت.
از آن تاریخ کم کم آوازهایی برای صفحه خواندم. بعد از آن آقای مین باشیان از من دعوت کرد که به رادیو بروم. پیش از من تاج اصفهانی، قمرالملوک وزیری و بدیع زاده در رادیو می خواندند. سالها من با رادیو همکاری افتخاری داشته ام. از آهنگهایی که خیلی گرفت "عاشقم من"، "تو رفتی و عهد خود شکستی" و "چه خوش صید دلم کردی" و "خسرو حُسن" بود که آهنگ ترانه از آقای اسماعیل مهرتاش بود.اولین ترانه ای که در رادیو اجرا کردم "کیستی" ساختۀ حسین یاحقی بود که مرتضی محجوبی، حبیب سماعی، ابوالحسن صبا و حسین تهرانی با من همکاری می کردند و شعرش را حسن سالک اصفهانی سروده بود.
من علاوه بر کار رادیو جزو اولین هنرپیشه های زنی هستم که بر صحنه تأتر ظاهر شده اند. نمایشنامه های خسرو و شیرین، عدالت، و لیلی و مجنون نمایشنامه هایی هستند که در آنها بازی کرده ام.
"برگرفته از کتاب چهره های موسیقی ایران(شاپور بهروزی)"