"به مناسبت سی امین سال درگذشت استاد تاج اصفهانی":

 

 

در گذشته ای نه چندان دور، شهر اصفهان، شهر رود همیشه زنده بود، که زنده رودش همواره میزبان آواز هنرمندانی بود که نوای دل نشین شان از کناره ی بیشه های زاینده رود برمی خاست و گوشها را نوازش می داد.حال، از آن رود همیشه زنده، تنها نامی به جای مانده است و نشانی ، که گاه می آید و گاه از میان می رود؛ و صدایی هم نوا با رود که  همیشه زنده است، گرچه سی سال پیش به خاموشی رفت!

 

سیزدهمین روز از آذرماه (13/9/1360 – جمعه ساعت 9 شب) بود و درست سی سال پیش که استاد جلال تاج اصفهانی در خانه مسکونی اش (خیابان آذر -کوچه تاج اصفهانی) چشم از جهان فرو بست. اولین کسانی که بر  بالین او آمدند: استاد حسن کسایی (استاد بی بدیل نی و یار دیرینه استاد تاج) و مرحوم رمضان ابوطالبی (ملقب به شاطر رمضان در میان اهالی هنر) بودند.پیکر استاد به قبرستان تخت پولاد برده و آنجا در میان اشک و فغان یاران و بستگان در تکیه سیدالعراقین در جوار قبر خواهر و پدرش به خاک سپرده شد.

بعد از وفات تربت ما در زمین مجوی                در سینه های مردم عارف مقام ماست

شیخ اسماعیل معروف به تاج الواعظین از اهالی وعظ و منبر در اصفهان بود که صدایی گیرا وکلامی جذاب داشت. وی در سال 1282 صاحب پسری شد که او را جلال نام نهاد. جلال که حنجره ی داوودی و صدای دلنشین را، از پدر به ارث برده بود، از کودکی آوازی خوش داشت.9 ساله بود که روزی در راه بازگشت از مدرسه مشغول زمزمه با خود بود، پدرش به صورت اتفاقی صدای او را شنید و از جلال خواست تا برایش بخواند، جلال با صدای لرزان، اندکی برای پدر خواند، شیخ اسماعیل دستی به سرش کشید و گفت:

"برای آواز خواندن تنها صدای خوب کافی نیست تو باید تعلیم هم ببینی."

جلال از 9 سالگی تعلیم آواز را آغاز کرد. ابتدا نزد پدرش که بر اثر حشر و نشر با مردم اهل ذوق زمانه اش با گوشه ها و ردیف های آوازی ایران آشنایی داشت؛ مقدمات و اصول ردیفها را فرا گرفت. سپس پدر او را به مرحوم آقا سید عبدالرحیم اصفهانی، استاد مسلم آواز آن زمان سپرد. پس از آن پدرش برای اینکه او را با گوشه های سازی در ردیف نیز آشنا سازد، جلال را به خدمت شادروان نایب اسدالله – نی زن معروف- برد که تاج مدت طولانی در خدمت او نکته ها و ظرایف آواز ایرانی را فرا گرفت.آخرین استادی که تاج بنا به توصیه پدر، برای تکمیل گوشه ها و ردیفها به خدمتش رفت، مرحوم شادروان میرزا حسن ساعت ساز (معروف به خضوعی) بود که تاج پس از اتمام فراگیری نزد این استاد؛ دیگر در آواز سرآمد شده بود و اندک اندک در محافل می خواند و همه از صوت خوش و تسلط او بر آواز سخن ها می گفتند.

جلال تاج اصفهانی در 20 سالگی به شهرت رسید و سپس به تهران رفت و صفحاتی نیز از او ضبط شد که از میان آنها "آواز همایون" ، "مهرگل"، "رنگهای طبیعت" و "شکایت معشوق" شهرت به سزا دارد. به ویژه شکایت مجنون که با این شعر شروع می شود:

"دل در آتش غم رخت تا که خانه کرد"

 

که شعرش از سالک اصفهانی و سازنده آهنگ عبدالحسین برازنده است.

تاج در کنسرت های متعدد شرکت کرد و صدایش به گوش اهل ذوق رسید. در تهران کنسرتی به نفع روزنامه ناهید داد و تصنیفی از ملک الشعرای بهار در دستگاه ماهور خواند. در تبریز، شیراز و اصفهان هم، کنسرتهای متعددی اجرا کرد، که همواره مورد تشویق مردم بود. تاج از آغاز تأسیس رادیو با این مؤسسه همکاری نزدیک داشت و در زمان تأسیس رادیو اصفهان به سمت سرپرستی نوازندگان منصوب گشت.

صدای تاج بسیار رسا ، با قدرت و پرمایه بود. ردیف موسیقی ایرانی را خوب می دانست و از استادان مسلم آواز به شمار میرفت. در خواندن شعر سبکی مخصوص داشت، که هم عالمانه می خواند و هم رندانه و اهل فن دانند که نظیر او بسیار نادر است و یا شاید هم هرگز تکرار نشود.

 

 

اما باید پذیرفت که در این جهان فانی تنها صداست که می ماند چرا که صدا جذب ذره های زمان خواهد شد و صدایی که قریب 80 سال در زیر گنبدهای منور و فیروزه ای اصفهان می درخشید، اگرچه سی سال پیش خاموش شد، اما همچنان و تا بی نهایت باقی و جاری خواهد ماند.

 

 

نویسنده:شهرزاد شاه کرمی  (اطلاعات هنرمند از کتاب چهره های موسیقی ایران(شاپور بهروزی))

  • نویسنده : مدیر
  • تاریخ انتشار : يكشنبه , ۱۳ آذر ۱۳۹۰
  • تعداد بازدید از این صفحه : 60