دوتار در دو نگاه
نگاه اول :
تحقيقات علمي در خصوص ريشه و معناي تاريخي كلمه «دوتار» به نتايج قطعي نرسيده است. چنانچه به
ريشهشناسي مردمي دوتار رجوع كنيم با دو ديدگاه مواجه ميشويم:
ديدگاه اول اعتقاد دارد اين كلمه از دو واژه فارسي «دو» و «تار» تشكيل شده است. همانند سه تار و چهار تار رايج در نزد اقوام تاجيك و اُزبك. ديدگاه دوم «دوتار» را يك واژه اصيل تركمني مي داند.
در خصوص رايجترين ساز قوم تركمن يعني دوتار و اينكه چه وقت و برچه پايه و اساسي بوجود آمده است ؛ به لحاظ علمي هنوز اطلاعات تاريخي روشني وجود ندارد. در پاسخ به اين سئوال، خوانندگان و نوازندگان روايتي را كه نسل در نسل حفظ كردهاند تعريف ميكنند: اول بار شخصي به نام «بابا قنبر» كه مهتر اسب حضرت علي(ع) بوده دوتار را ساخته است .اين روايت توسط خواننده مشهور تركمن «شوكور باغشي» و نيز فيلسوف يونان باستان افلاطون نقل شده است. در ميان مردم آسياي ميانه ساز دوتار از اعصار پيشين وجود داشته است که اين خود به تنهايي گوياي حقيقتي انكار ناپذير ميباشد. چنانچه دلايل علمي كافي براي اثبات اين ادّعا در دسترس نیست؛ امّا روايتهاي نقل شده از افلاطون (427-347 ق.م) و فيثاغورث در باب خلق دوتار، پايه محكمي ايجاد ميكند.
سند پايهاي ديگر مربوط به شاعر قرن هيجده تركمن، "غايب نظر غايبي" است ؛كه براي رها سازی تعدادي شاعر و نوازنده از مجازات مرگ، در پيشگاه امير بخارا شعر معروف خود را با مضمون زير می خواند:
ساز بيله صحبتي يامان دييمأنگلر
آدام حوّا دنيأ ايننده باردير
ترجمه:
ساز و آواز را منكر نشويد
كه قدمتي تا خلق آدم و حوّا دارد
كلمه دوتار در واقع تركيبي از كلمه توت و تار است. در واقع دوتار از چوب درخت توت ساخته شده و به آن تار وصل ميشده است. به همين خاطر نيز پيشينيان ما اصطلاح «توتتار» را بر آن نهادهاند كه به مرور زمان اين اصطلاح در محاوره عامّه بصورت دوتار شكل گرفته و ماندگار شده است. آنگونه كه نوازندگان يادآوري ميكنند و موسيقيدانان به آن معتقد هستند ،بعدها تغييراتي در شكل و فرم نتها در دوتار پديد آمد. دوتار نه تنها در ميان مردم تركمن بلكه در ميان ازبكها، تاجيكها، قرقيزها، قرهقالپاقها نيز به عنون ساز ملّي شناخته ميشود.
صرفنظر از اين كه در ميان اقوام مختلف تحت اسامي دُومبرا، كوموز، تامبور، چونگگور و اسامی از این دست ازآن ياد شده است. امّا همه اين نامها در واقع از خانواده دوتار بوده و با هم همخانواده هستند. هر چند در ميان تركمنها كلمه دوتار كاربرد وسيع دارد امّا اين تنها نامي نيست كه بر آن گذاشتهاند. در زبان برخي طايفه و تيرههاي تركمن (در گويش طايفه يموت) اصطلاح «تامديرا» به معني دوتار و دوتارچی کاربرد فراوان دارد. كلماتي نظير «تامديرا» «تامديراچي» در واقع مترادف كلمات «دوتار» و «دوتارچي» موجود در زبان ادبي ما هستند..
امّا اصطلاح «تامديرا» چگونه به وجود آمده است؟ در اين خصوص نيز دو ديدگاه وجود دارد: ديدگاه نخست اين اصطلاح را اينگونه معني ميكند «چيزي كه در تنور پخته شده باشد» تنور را در تركمني «تامدير» گويند. سازنده دوتار قطعه چوبهاي توت را كه به منظور ساختن دوتار بريده ابتدا در سايه خوابانده سپس آنرا در بخار و گرماي تنور «تامدير» خشك ميكند. به همين خاطر به دوتار «تامديرا» گفته ميشود. ديدگاه دوم بيانگر صدايي است كه از آن برميخيزد ؛به نظر ميرسد اين اصطلاح نه براي توضیح چگونگي شكلگيري آن بلكه صرفاً براي توضيح نوع آواز صادر شده از اين ابزار ،بكار رفته است.
منبع : كتاب: آواي دوتار صداي مردم ماست، نوشته: ع. احمدوف، انتشارات تركمنستان 1986
ترجمه: عبدالحميد حقشناس
فصلنامه ياپراق
نگاه دوم :

مهم ترین و رایج ترین ساز در نواحی ترکمن نشین ایران و مهمترین ساز در همراهی آواز های ترکمنی دوتار ترکمنی است که هم به تنهایی و هم با همراهی قیجاق (کمانچه) نواخته می شود.
دوتار یکی از لوازم اصلی مجلس پرخوانی یا آیین ذکر در نواحی ترکمن نشین بوده است. پرخوانی از آیین ها و سنت های بسیار قدیمی مردم ترکمن است که تا چند دهه پیش برگزار می شد، اما امروزه جنبه نمایشی یافته است.
و به صورت ناقص و بی محتوا در چند روستای معدود اجرا می شود. پرخوانی که حاوی جنبه های ویژه ای از روان درمانی است، ریشه عمیقی در شامانیسم دارد. شمن ها که در حکم روحانیان اغوزها در پیش از اسلام بودند، با اجرای آیین ها و رقص های ویژه ای بر بالای بلندی ها و خواندن وردها و ذکرها با روح نیاکان خویش تماس می گرفتند و از آنها استمداد می طلبیدند تا در شفای خسته دلان و بیماران روحی، شمن را یاری کنند. آن ها از تانگری (خدای آسمانی) می خواستند تا برای دفع ارواح خبیث، ارواح نیک را به یاری آن ها بفرستد. پرخوانان به نوعی کار شمن ها را ادامه دادند، اما مضمون آیین در هاله ای از اعتقادات اسلامی قرار گرفت. با گرویدن اغوزها به اسلام بسیاری از وجوه آیین شامانیسم تجزیه شد و در اشکال و نمونه های متنوع با مضامین اسلامی تداوم یافت.
چون اجرا کنندگان این آیین، بسیار ذکر الله می گفتند، پرخوان و به اعتباری دیگر، چون از جن ها، پری ها و ارواح نیک یاری میطلبیدند، پری خوان نامیده شدند.
مراسم پرخوانی معمولا در یکی از شب های خوش یمن به ویژه شب های جمعه برگزار می گردید. پس از نماز مغرب، یاران پرخوان، بیمار را یاهو یاهو گویان در حالی که کتف او را بسته بودند، به اتاق مخصوص اجرای آیین می بردند و در کنار اجاقی پر از آتش می نشاندند. گردانندگان آیین از قبل یک شمشیر برنده و یک کف گیر را که از لوازم اصلی جلسه پرخوانی بود ؛در آتش می گذاشتند. یاران پرخوان، هم آوازان و حاضران در جلسه به تدریح فرد بیمار، پرخوان و نوازنده دوتار را در حلقه ای محاصره می کردند تا امکانی برای گریز وجود نداشته باشد.
نوازنده دوتار با اشاره پرخوان، آرام آرام نواختن را آغاز می کرد. پرخوان به تدریج از دو تار به وجد می آمد و شروع به خواندن شعرهایی از عارفان و صوفیان ترکمنستان مانند صوفی الله، مشرب و نیز خواجه عبدالله انصاری می کرد و همزمان به دور بیمار می چرخید. نغمه های نوازنده دوتار، هم تسکین دهنده بیمار و هم به وجد آورنده پرخوان بود. مجلس اوج می گرفت و یاران پرخوان در مجلس و زنان آبادی در خارج از مجلس با هم آوایی و همراهی با پرخوان از روح خبیثی که روح و جسم بیمار را تسخیر کرده و آزرده بود، می خواسنتد که کالبد بیمار و قبیله شان را ترک نماید. پرخوان آرام آرام به وجد می آمد و به مرحله ناخودآگاه نزدیک می شد و حالتی جنون آمیز پیدا می کرد. او در دنیای آلام و دردهای بیمار غرق می شد و ذهنش با ذهن بیمار ارتباط می یافت. نوازنده دوتار که یکی از افراد اصلی گروه پرخوانی بود و نبض مراسم را در دست داشت، وقتی می دید که پرخوان در حالتی شگفت انگیز و خارج از محیط پیرامون قرار گرفته است و در دنیای ذهنی بیمار سیر می کند و روی کف گیر آخته قدم می گذارد و شمشیر گداخته می لیسد، با نوای دوتار، بازگشت تدریجی پرخوان را به حالت طبیعی میسر می ساخت. پرخوان سعی می کرد در این بازگشت، بیمار را نیز به دنبال خود بکشد و به دنیای محسوس باز گرداند. مجلس پرخوانی ممکن بود به علت عدم مداوای بیمار در شب های بعد نیز تکرار شود.
بنابراین، بخشی(نوازنده دوتار) و نوای دوتار او در مراسم پرخوانی نقشی بسار حساس داشت. نوای دوتار بخشی، پرخوان را به مرحله ناخود آگاه سوق می داد و سپس او را همراه با بیمار به دنیای محسوس باز می گرداند. امروزه تعداد پرخوانان در ترکمن صحرا بسیار اندک و مجلس آنان نیز تا حدودی با گذشته متفاوت شده است. رجب پرخوان از معدود پرخوانانی است که هنوز در روستای یلی چشمه علیا تقریبا هر شب به اجرای این آیین می پردازد. بنا به اظهارات او در ناحیه راز و جرگلان، پرخوان دیگری به نام ابراهیم خوجه هنوز مراسم پرخوانی را برگزار می کند، اما نگارنده (کتاب) با وجود جست و جوی فراوان در منطقه، این پرخوان را نیافته است. در ناحیه جرگلان نیز زنی بود بنام سونا قارلی که پرخوانی می کرد. بنا به اظهارات رجب پرخوان، هم آوایی جوانان آبادی با پرخوان در زمان انجام مراسم بیش تر در میان طایفه آتا رایج بوده است. او گاه به جای واژه پرخوان از سبب خوان نیز استفاده می کند. به اعتقاد او اجرای زنده میوسیقی موثرتر است. مقام نوایی موسیقی ترکمن مهم ترین مقام مورد استفاده در جلسه های پرخوانی است.
منبع : دایرة المعارف سازهای ایرانی – محمد رضا درویشی
گردآوری و ویرایش : شهرزاد شاه کرمی