درگذشت قمرالملوک وزیری
ماه آسمان آواز ایران
درباره ی قمر الملوک وزیری:
"یکی از خوانندگان خوش نام و خوش صدایی که از ابتدای تأسیس رادیو با این مؤسسه همکاری کرده است و روزگاری رونق افزای برنامه های موسیقی رادیو بوده، قمر الملوک وزیری است."
این گفتار در بیست و نهمین سالگرد تأسیس رادیو درباره ی قمر الملوک وزیری پخش شد.
قمر در تاکستان قزوین متولد شد؛ پیش از تولد، پدرش را از دست داد و هشت ماهه بود که مادرش نیز دار فانی را وداع گفت. مادربزرگش خیرالنساء ،ملقب به افتخار الذاکرین سرپرستی و تربیت او را برعهده گرفت. خیر النساء، روضه خوان حرم ناصرالدین شاه بود و قمر را همراه خود به روضه می برد. او در هنگام شنیدن آواز مادربزرگ سکوت می کرد و در تنهایی تمامی الحانی را که شنیده بود، تقلید می کرد. روزی خیرالنساء دریافت که نوه ی کوچکش مشغول خواندن قسمتی از یک مرثیه است؛ چنان صدای قمر در وی مؤثر افتاد که بی اختیار اشک در چشمانش حلقه زد و از آن پس، تصمیم گرفت که قسمتی از مراثی را به قمر بیاموزد تا در مجالس عزاداری آنها را به صورت دو صدایی اجرا کنند.
قمر خود در این باره می گوید:
"من مدیون همان تربیت اولیه خود هستم چرا که همان- پامنبری خواندنها- به من جرأت خوانندگی داد!"
قمر با درگذشت مادربزرگش که حامی او در هنر بود تحت حمایت «بحرینی» که مردی صاحب مکنت و هنر دوست بود قرار گرفت و به همراه وی به قزوین رفت و در آنجا با موسیقیدانان بزرگی آشنا شد. پس از مراجعت به تهران به نظام الدین لاچینی معرفی گردید و در منزل او یا «امیر جاهد» ،تصنیف ساز معروف آشنا شد.
سالها گذشت تا قمر با «مرتضی نی داوود» آشنا شد. و به راهنمایی او دستگاه های موسیقی را آموخت و در تمامی مجالس دوستانه و کنسرتها، برای ضبط صفحات موسیقی، همیشه مصاحب نی داوود بود و به عبارتی می توان گفت که تمام هنر خود را مدیون او بود.
صدای قمر در درخشندگی، لطف و جذابیت نظیر نداشت. زمانی که قمر در اوج شهرت و افتخار بود صفحه هایی از صدایش ضبط شد.این آهنگها در آن دوره بر سر زبان ها بود و دوستداران بسیار داشت. اما کارخانه ای که این صفحات را می ساخت در جنگ جهانی از بین رفت و متأسفانه صفحه های باقیمانده از صدای قمر بسیار اندک و نایاب است.
قمر در نخستین کنسرت خود که در سال 1313 انجام شد بر روی صحنه آمد و تصنیف "مرغ سحر ناله سر کن" را خواند. همین که صدای قمر بر روی صفحه های گرامافون ضبط گردید شهرت و محبوبیت او از دیوار تالارهای کنسرت بیرون رفت و در سرتاسر ایران پراکنده شد؛ با این همه قمر همان قدر مهربان و فروتن بود. او قسمت وسیعی از درآمد خود را به خیریه ی شهرداری اختصاص داد و نیز سالهایی را صرف پرورش دختران سر راهی کرد.
قمر صدایی بسیار صاف و خوش زنگ داشت و نخستین خواننده ای بود که آواز و تصنیف را به بهترین شکل اجرا می کرد. او در جوانی و در اوج خوانندگی شش دانگ می خواند (یعنی از
پایین ترین فاصله ها برای صدای زن تا بالاترین آن ؛که به اصطلاح "چپ کوک" گفته می شود.)
سرانجام قمر در ساعت 11:30 پنج شنبه شب، پانزدهم مرداد ماه 1338 (در سن 54 سالگی) در خانه یکی از نزدیکانش در شمیران ،چشم از جهان فرو بست و در مقبره ظهیر الدوله به خاک سپرده شد.
و حنجره ای خاموش شد که آواز فریبایش روزگاری مرهم دلها بود؛ حنجره ای که صدای مخملین داشت؛ مخمل گونه ای که تارش از قدرت و پودش از ظرافت بود.
روحش شاد.
نویسنده:شهرزاد شاه کرمی
منابع:
کتاب :چهره های موسیقی ایران(شاپور بهروزی)
کتاب :چهره هایی از پیشروان هنر و ادبیات معاصر ایران