تعریف موسیقی کلاسیک
از موسیقی میرا، تا موسیقی جاودان:
با نگاهی اختصاصی به تعریف موسیقی کلاسیک
به نقل از ماهنامه فرهنگی / هنری – هنر موسیقی (سال سیزدهم – شماره 112 – آبانماه 89)
* مقدمه:
سالهاست که منتقدان هنری و موسیقیدانان قصد در تعریف و تحلیل «موسیقی کلاسیک» دارند. تعاریف مختلفی در این زمینه بیان شده که بیشتر آنها یا قسمتی از واقعیت را در بر می گیرند یا کلاً به بیراهه می روند. این تعاریف همان طور که گفته شد؛گاهی قسمتی از واقعیت را ارائه می دهند مانند: "موسیقی کلاسیک: نوعی از موسیقی که مخاطب الیت دارد." و یا در حد یک تعریف ساده انگارانه از این اصطلاح باقی می مانند مانند: "موسیقی کلاسیک: نوعی موسیقی که از روی نت نواخته می شود."
در ادامه با دیدی کلی تر، به موسیقی،نوع تأثیر گذاری و مخاطب شناسی آن خواهیم پرداخت.
اگر بخواهیم تعریفی از موسیقی کلاسیک ارائه دهیم می بایست موسیقی را از دو منظر مورد بررسی قرار دهیم:
1. مدل های پایداری موسیقی از نظر زمانی و مکانی (اثرگذاری موسیقی از نقطه نظر زمان و مکان)
2. رابطه ی موسیقی با شنونده (در این رابطه خلق مجدد اثر توسط شنونده مورد بررسی قرار می گیرد).
اصولاً هر اثر هنری، از جمله موسیقی دارای دو میدان برای حضور می باشد. اول حضور جغرافیایی (مکانی / جمعیتی) و دوم حضور زمانی اثر.
- حضور جغرافیایی اثر(در اینجا منظور از اثر یک اثر موسیقی ست.) موسیقی به این معناست که: وقتی یک اثر در قلمرو جغرافیایی حضور خود مورد بررسی قرار می گیرد باکمیتی به نام شنونده روبه رو می شود یعنی چه تعداد شنونده این اثر را شنیده اند، با آن رابطه برقرار کرده واز شنیدن آن استفاده کرده اند. در کلامی دیگر می توان گفت: جاذبه جمعیتی این اثر در چه حدی بوده است؟
و حضور زمانی اثر بدان معناست که: اثر تا چه زمانی شنیده می شود. (میدان اثر زمانی)
حال با توجه به نکات بالا می توان سه نوع موسیقی را تقسیم بندی کرد.
1. موسیقی دارای دامنه مکانی گسترده و دامنه زمانی کوتاه:
این نوع موسیقی ها به وفور در بازار یافت می شوند، برای مثال انواع و اقسام آن نوع موسیقی که آن را پاپ می نامیم، در این گروه جای می گیرد. با این حال این نوع از هنر می تواند در خود، آثار موسیقی با دامنه ی زمانی بیشتر را نیز، بپروراند.
رابطه ای شنونده با این نوع موسیقی بیشتر غریزی و عاطفی است. موسیقی در این حال تنها با قلمرو غریزی و عاطفی و گاه حالت نوستالیژیک ذهن شنونده رابطه برقرار می کند.
این نوع موسیقی ها برای اثرگذاری خود معمولاً به عوامل ثانویه ای نیز نیازمندند. این ضعف منجر به تسلط تصویر بر موسیقی پاپ می گردد، به طوریکه در بسیاری از کلیپ ها این موسیقی نیست که نقش اصلی را بازی می کند بلکه تصاویرند که به سرعت از طریق مونتاژ تغییر می یابند و تأثیر می گذارند.
پس ویژگی موسیقی غنی، حضور زمانی آن است که دارای وزن مستقل،از اثرگذاری است. در مورد آثار جاودان موسیقی اصولاً استفاده از تصویر گمراه کننده و تحمیل کننده است چرا که موسیقی به دلیل بازگشت مدام شنونده به خود، به صورت مستقل دارای قدرت اثرگذاری است.
2. موسیقی دارای دامنه زمانی بسیار زیاد و دامنه ی مکانی کم:
این موسیقی ها که چون یک کتاب غنی فلسفی عرضه می شوند، برخلاف موسیقی های گروه اول که وسیله ای برای بیداری یک حس غریزی، عاطفی و نوستالژیک اند خود را به صورت یک منبع به شنونده خود نشان می دهند به همین دلیل، شنونده با این موسیقی، رابطه ی تحلیلی – انتقادی برقرار می کند.
و شاید باز به همین دلیل است که حجم عظیمی از نقد هنری در شاخه موسیقی کلاسیک تولید شده است. این نقدها در شاخه های مختلفی مطرح خواهند شد. موضوعاتی مانند: استیل (فرم) نوازندگی، شیوه آهنگسازی و ...
رابطه ی شنونده با این نوع موسیقی، به گونه ای است که مخاطب اثر با هر بار شنیدن آن میدانی از تفکر نسبت به خود و اثر را می یابد که در فرجام، خود شنونده همچون یک کاوشگر از درون نغمه ها و ریتم های آن، حالات جدیدی یافته و نوع جدیدی از لذت شنیداری را تجربه می کند.
البته این نوع موسیقی در عین حال می تواند از تأثیرگذاری عاطفی، غریزی و نوستالژیک نیز بهره مند باشد. ولی این نو ع نگرش به موسیقی نگاهی فرعی است.
موسیقی با دامنه ی اثر جغرافیایی صرفاً وسیله ای برای آشکارسازی حسی، غریزی و عاطفی است. موسیقی با دامنه ی زمانی چون منبعی از احساس ها، عواطف و اندیشه های تجربه نشده در برابر مخاطب خود قرار می گیرد.
برای نمونه به موسیقی که آن را کلاسیک می نامیم اشاره می کنیم که به دلیل منبع بودن خود، شنونده را چون سالک راه های پرپیچ و خمی همراه می کند که دارای هزاران منظر در مقابل خود است و در هر چشم انداز تجربه ای جدید را برایش مهیا می کند. از این رو است که موسیقی کلاسیک دارای دامنه زمانی اثرگذاری بیشتری است، زیرا خود را مدام برای مخاطب خود نو و قویتر می کند. هم چون شعر حافظ که هر بار خوانده می شود.افق جدیدی را در برابر چشمان شنونده می گشاید و حس جدیدی را از لذت معنوی جاری می دارد.
حال به گروه سوم می دهیم؛ این آثار که از معدود آثار هنری در جهان هستند، دارای هر دو میدان جغرافیایی و زمانی اثرگذاری می باشند مانند شعر حافظ یا سعدی که دارای هر دو میدان اثرگذاری در فرهنگ ما هستند و یا برخی از آثار موسیقی فولکلوریک که دارای ویژگی هستند و به همین دلیل هم مورد توجه مردم عادی هستند و هم موسیقیدانان حرفه ای.
ویژگی دیگر موسیقی غنی و دارای دامنه زمانی گسترده؛ تداخل مداوم قلمرو حسی و آرزومندی هنرمند با پدیده های جهان بیرون است. همین تداخلات است که هم به غنی شدن بیشتر درونی اثر می انجامد و هم به تنوع آن.
بنابراین می توان اینگونه نتیجه گرفت که: موسیقی کلاسیک اثری است از صداهای تو در تو که خود را چو ن منبعی به گوش شنونده می رساند، و او را از شنونده ای ساده و غریزی به شنونده ای خلاق و متفکر تبدیل می کند. به این دلیل است که اثر دارای دامنه زمانی گسترده ای می شود و در عین حال به دلیل فرایندهای حسی پیچیده اش دارای دامنه جغرافیایی محدودتری نیز خواهد بود.
در زیر به طور خلاصه برخی از ویژگی های موسیقی کلاسیک را برمی شماریم:
1 . در قلمرو اثرگذاری، دارای دامنه زمانی حضور بیشتر است.
2 . مدام خود را به صورت منبع ظاهر می سازد و شنونده را وارد تجربیاتی غنی و درونی کرده و او را با لذت شنیداری بیشتر آشنا می سازد.
3 . با توجه به ظرفیت درونی خود برخلاف موسیقی های دیگر که ناچارند حس را از اثری به اثر دیگر حفظ کنند.موسیقی کلاسیک قادر است تنوع بیرونی را به تنوع درونی خود تبدیل کند.
4 . در موسیقی کلاسیک علاوه بر خلاقیت در زایش هنرمند خلاقیت در زایش شنونده نیز رخ خواهد داد.
5 . با ظهور موسیقی کلاسیک و قانون مندی های آن موسیقی توانست ظرفیت والای خود را به عنوان یک منبع با چندین ببا چندین بعد آشکار کند و موسیقی در تنوع درونی – بیانی خود به عالی ترین جنبه ی هنری بشر تبدیل شد.
برگرفته از مقاله (از موسیقی میرا، تا موسیقی جاودان)
اندر تعریف موسیقی کلاسیک نوشته: محسن قانع بصیری، سردبیر مجله مدیریت
بازنویسی (با اندکی تصرف و تلخیص): شهرزاد شاه کرمی