24 اردیبهشت ماه به سال 1334 سالروز تولد مرحوم استاد پرویز مشکاتیان :

اردیبهشت ماه 91 دهمین سال تأسیس آموزشگاه آزاد موسیقی درویش خان:
بهار نود و یک، دهمین بهاریست که از تأسیس آموزشگاه موسیقی درویش خان میگذرد؛ در این سال ها، این آموزشگاه به یاری کادر آموزشی وهنرجویان مستعد خود، تلاش کرده است، تا آموزش صحیح و کاربردی موسیقی را در شاخههای سنتی، پاپ و کلاسیک ترویج دهد.
اجرای کنسرتهای حرفه ای و آموزشی، برگزاری کلاسهای علمی و هنری در رشتههای مختلف موسیقی و ... از جمله فعالیتهای آموزشگاه در طی این سال ها بوده است.
سالروز درگذشت عطاء جنگوک
اول اردیبهشت ماه به سال 1389 سالروز در گذشت استاد عطاء جنگوک (متولد1327 لار) :
از کودکی به نواختن تار علاقمند شد. پس از اتمام تحصیلات دبیرستان به تبریز رفت و نزد محمد حسن عذاری (از شاگردان درویش خان) نواختن تار را تکمیل کرد. از سال 1351 در دانشکده هنرهای زیبا از محضر استادانی چون دکتر نورعلی برومند و دکتر صفوت بهره مند شد. استاد علی اکبر شهنازی، سعید هرمزی، فروتن و غلامحسین بیگجه خانی از دیگر آموزگاران او در نواختن تار و سه تار بوده اند. همکاری در تهیه نوارهای ماهور، بیات اصفهان، بیات ترک، موسیقی محلی فارس، مال کنون (موسیقی ایل بختیاری) و تکنوازی سه تار با عنوان نوروز از فعالیت های این استاد تار و سه تار بود.
سالروز تولد بزرگ لشگری
27 فروردین ماه به سال 1302( تهران) سالروز تولد استاد بزرگ لشگری :
مقدمات نواختن ویلن را نزد مادر خود آموخت. در محضر استادانی چون حسن و اصغر بهاری – دایی و پسر خاله اش، به فراگیری کمانچه پرداخت و سپس برای یادگیری نت و موسیقی علمی به کلاس های ابوالحسن خان صبا رفت. او مدت ها به عنوان سولیست رادیو فعالیت می کرد. در زمان تأسیس رادیو به همراه مرتضی حنانه به سازمان تلویزیون ملی رفت و سرپرستی ارکستر سازهای ملی را برعهده داشت. تصنیف های «صدایم کن»، «مناجات»، «نم نم بارون»، «هر که دیدم»، «آبشار» و ... از این آهنگساز نامی است.
سالروز درگذشت غلامحسین بیگجهخانی
24 فروردین ماه به سال 1366 درگذشت استاد غلامحسین بیگجهخانی (متولد 1297 تبریز) :

پدرش – آقا حسینقلی – از نوازندگان تار در تبریز بود و عشق به موسیقی از کودکی در غلامحسین برانگیخته شد. ده ساله بود که به علت از دست دادن پدر، مخارج خانه را برعهده گرفت و به اجبار با شخصی به نام رضاقلی خان در مجالس عروسی تار می نواخت. او در محضر استادانی چون اقبال آذر و میرعلی عسگر ردیفهای موسیقی سنتی را فرا گرفت و با تأسیس رادیو تبریز به رادیو رفت و به مدت 25 سال سرپرستی ارکستر شماره یک تبریز را برعهده داشت. همکاری با برنامۀ کودک رادیو تبریز، تدریس موسیقی و کارشناسی موسیقی رادیو و تلویزیون تبریز از فعالیت های این استاد تار است.
سالروز تولد شهریار فریوسفی
14 فروردین ماه به سال 1325 (تهران) سالروز تولد استاد شهریار فریوسفی :
به تشویق پدر در هنرستان موسیقی ثبت نام کرد. استادانی چون علی اکبر شهنازی و هوشنگ ظریف از آموزگاران او در نواختن تار بودند. او به زودی ردیف های موسیقی ایرانی را آموخت و از سال 1350 در زمره ی نوازندگان ارکستر استاد فرامرز پایور قرار گرفت. از سال 1353 به همراهی گروه سماعی همکاری رسمی خود را با رادیو آغاز کرد و تا سال ها این همکاری ادامه یافت.
درگذشت استاد ادیب خوانساری :
تو اگر از این بیابان به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را
ادیب در آستانه ی 18 سالگی،رخت خویش از ورطه ی زادگاهش - خوانسار - بیرون کشید و در پی آزمودن بخت خویش رهسپار اصفهان شد. تا بار دیگر زنده رود اصفهان میزبان آوایی دل آویز باشد که شبهای مهتابی زن و مرد ؛ پیر و جوان، برای شنیدن صدایش نفسها را در سینه حبس می کردند.
هنگامی که به اصفهان رسید از سر شوق ، دست خدمت و ارادت به سینه زد و نزد -سید رحیم- استاد معروف زمان به فرا گرفتن رموز آوازهای ایرانی همت گماشت.
"همۀ قبیلۀ او عالمان دین بودند":
ادیب اهل خوانسار و زادۀ همین شهر دلگشا بود. نامش اسماعیل بود و به سال 1280 هجری شمسی (سال کبیسه) چشم به جهان گشود. پدرش مرحوم میرزا محمود خوانساری اهل علم و تقوی و از روحانیان خوانسار به شمار میرفت و پدر بزرگش نیز به همین گونه روحانی و اهل علم بود، و به قول شیخ اجل؛ سعدی:
"همۀ قبیلۀ او عالمان دین بودند".
میرزا محمود پدر ادیب به هنرهای ظریفه بسیار علاقمند بود و مخصوصاً به هنر خوشنویسی عشق میورزید.
ادیب تا چهارده سالگی مقدمات زبان فارسی ، عربی و مبانی دینی را در خوانسار فرا گرفت و چون صوت خوشی داشت به توصیۀ پدر، اکثراً مؤذنی مسجد شهر را به عهده میگرفت.
از آن سال به بعد شوق شعر و موسیقی در جان ادیب ریشه دواند. به مطالعۀ آثار شعرای نامدار فارسی زبان پرداخت.کلام موزون این شعرا گل آواز را در حنجرۀ ادیب شکوفا کرد.
شادروان ادیب خوانساری درباره ی خویش این چنین می گوید :
"آن روزها آرزو میکردم معلم خوبی پیدا کنم تا نزد او تعلیم آواز بگیرم که متأسفانه چنین شخصی در خوانسار پیدا نمیشد. چندی به این منوال گذشت تا شخصی به نام عندلیب گلپایگانی که بعدها نام خانوادگی تولایی را انتخاب کرد، به خوانسار آمد. او اولین معلم آواز من بود. صدای بسیار خوبی داشت. با پدرم آشنا بود و مسافرتهای زیاد کرده بود.
عندلیب صدای مرا پسندید و من دور از چشم پدر، مخفیانه نزد او به تعلیم آواز پرداختم تا جایی که دیگر این استاد چیزی نداشت که به شاگرد بیاموزد و من همۀ آنچه را که او از آواز می دانست فرا گرفته بودم."
ادیب که شیفتۀ موسیقی و آواز ایرانی بود اینک 18 ساله شده بود. برخلاف میل پدر به اصفهان رحل اقامت افکند.
اصفهان در آن زمان مرکز هنرمندان و استادان بزرگ آواز و موسیقی بود. استادانی چون: مرحوم آ سید رحیم، میرزا حسین ساعت ساز (مشهور به خضوعی)، حبیب شاطر حاجی و دیگران که هر یک به نوبۀ خود در کار آواز ایرانی یگانه بودند. ادیب نزدیک به دو سال هر روز به خدمت آسید رحیم می رفت. گوشههای فرا گرفته را پس میداد و ردیفها و گوشههای تازه میآموخت. حالا ادیب، جوان بیست ساله و مستعد، با صدای صاف ،رسا و ممتاز ؛ردیفها و بیشتر گوشههای آواز ایرانی را به خوبی میدانست. حدود سال 1300 هجری شمسی ادیب به خدمت شادروان نایب اسدالله استاد طراز اول نی راه یافت( او استاد نوایی است و نوایی استاد -استاد حسن کسائی -نوازندۀ بی همتای نی در روزگار ماست.)
ادیب پس از سفر به تهران هر روز به اتفاق چند تن از هنرمندان زمان ،از جمله مرحوم ابوالحسن صبا و مرحوم رضا محجوبی که هر دو از شاگردان حسین خان اسماعیل زاده ( استاد کمانچه) بودند، به منزل این استاد میرفتند و از محضر درس وی که ردیفها و گوشهها را با نام و به سبک مکتب تهران، آموزش میداد، بهره ها میبردند.
ادیب در فضای هنری آن عصر ،ساز عرفانی سه تار را فرا گرفته بود و خوب هم مینواخت.او پس از آشنایی با مرتضی خان محجوبی نواختن پیانو را هم فرا گرفت.
در سال 1319 با تأسیس رادیو از ادیب دعوت شد که خوانندۀ ثابت رادیو باشد و او هر هفته در رادیو حاضر میشد و به اتفاق اساتید موسیقی برنامه اجراء میکردند (در آن زمان و تا مدتها برنامهها زنده اجراء میشد).
در این سالها ادیب به دادن کنسرت و ضبط آوازش بر روی صفحات گرامافن پرداخت و صفحاتش جز در ایران، در کشورهای همسایه و حتی نقاط مختلف دنیا به فروش میرفت .
فکر داشتن سالنی برای اجرای کنسرت از سوی ادیب و اندیشۀ داشتن مکانی برای کنسرت و نیز اجراء نمایشنامه از سوی مرحوم اسمعیل خان مهرتاش این دو را به هم نزدیک کرد و ادیب و مهرتاش جامعۀ باربد را بنیاد گذاشتند.فکر داشتن سالنی برای اجرای کنسرت از سوی ادیب و اندیشۀ داشتن مکانی برای کنسرت و نیز اجراء نمایشنامه از سوی مرحوم اسماعیل خان مهرتاش این دو را به هم نزدیک کرد و ادیب و مهرتاش جامعۀ باربد را بنیاد گذاشتند. که نخستین بار ادیب به خواهش تنی چند از دوستان در نمایشنامه عباسه اثر "شهرزاد" شرکت کرد و در جامعه باربد، روی صحنه ظاهر شد.
عاقبت این استاد یگانه در سن 81 سالگی ساعت 4:30 بامداد روز 6 فروردین 1361 پس از اینکه مدتها بیمار و بستری بود، رخت از این جهان پر آشوب برکشید و به سرای باقی شتافت.
ادیب سالهای سال به خاطر ناراحتی ریوی و تنگی نفس رنج می برد ولی پزشک معالج او اظهار داشته که ادیب بیشتر از ناراحتیهای عصبی و روحی از پا درآمده بود.
کالبد بیجان ادیب را به بهشت زهرا برده و به خاک سپردند.
ادیب خوانساری به روایت پرویز مشکاتیان :
در اندوه فقدان هنرمند ادیب و ادیب هنرمند ...
خبر کوتاه بود: ادیب خوانساری هم درگذشت ... و به خاطرم گذشت که در این چند سال اخیر به خصوص در زمینۀ آواز اصیل ایرانی چه بزرگانی را از دست دادهایم. اول استاد اسماعیل مهرتاش، بعد استاد یوسف فروتن، استاد سعید هرمزی، استاد عبدالله دوامی، استاد علینقی وزیری،استاد جواد بدیع زاده، استاد جلال تاج اصفهانی و حال هم ادیب و در تسکین این اندوه با خود گفتم: این نیز نهم بر سر آنهای دگر. خدایشان رحمت کناد.
شاید معروفترین و بهترین آواز شادروان ادیب خوانساری، آوازی است در دستگاه شور با غزلی از سعدی :
حسن تو دایم بدین قرار نماند مست تو جاوید در خمار نماند
ادیب در این آواز نهایت قدرت و تسلط خود را هم بر حنجرهاش و هم بر دستگاههای آواز ایرانی به خوبی نشان داده و نشان داده است که آواز موسیقی ایرانی، در عین قدرت و انسجام میتواند از چه ظرافتهای دل انگیزی برخوردار باشد.
اما نمیدانم چرا در ذهن من همیشه نام ادیب خوانساری یادآور آوازی است که او خیلی پیشتر در مایه ترک (بیات زند) خوانده و من این آواز را وقتی که کودکی بیش نبودم با گرامافن سوزنی و کوکی و از صفحات سی و سه دورقدیمی"هیز مستر ویس" بسیار شنیده بودم.
ادیب در این آواز که به مدد چهار بیت شعر (دو تا دوبیتی) و به همراهی تار استاد گرانمایه فقید- مرحوم موسی خان معروفی- اجراء کرده بود، میخواند:
تو اگر صاحب نوشی و اگر ضارب نیش دیگران راست که من بیخبرم با تو ز خویش
به چه عضو تو زنم بوسه، نداند چه کند؟ بر سر سفره منعم چو نشیند درویش
ندانم از من خونین جگر چه می خواهی؟ دلم ز غم بربودی دگر چه میخواهی؟
و گر تو بر دل آشفتگان ببخشایی ز روزگار من آشفتهتر چه میخواهی؟
نگارش و گرد آوری : شهرزاد شاه کرمی
منبع : کتاب چهره های موسیقی ایران(شاپور بهروزی)
درباره ی استاد مرتضی محجوبی
اول فروردین ماه به سال 1334 درگذشت استاد مرتضی محجوبی( متولد 1279 تهران) :
فرزند عباسعلی پیشکار امیر نظام، موسیقی را در کودکی در خانواده خود فرا گرفت، پدرش، نی و مادرش فخرالسادات، پیانو می نواخت. او در این خانواده چنان پیشرفتی حاصل کرد که در سن ده سالگی همراه «مفخم» استاد پیانو و «عارف قزوینی» در سالن فاروس مقابل تماشاخانه تهران کنسرت مفصلی اجرا کرد. مقدمات نت را نزد حسین هنگ آفرین و حاجی خان فرا گرفت و از بدو تأسیس رادیو همکاری خود را با این دستگاه آغاز کرد. از وی قطعات زیبایی به یادگار مانده است.