گفت و گو با رضوان مجلسی پور ؛همسر استاد حسن کسایی

 

موسیقی، عشق و یک روح بزرگ اما شکننده

:

""استاد کسایی دارای لحن ویژه، تکنیک ممتاز و سلیقه خاص هنری است. اوتنها نماینده گرایش نی نوازی در قرن اخیر نبوده است، همزمان با او نوازندگان دیگری بوده و هستند ولی هیچکدام مثل او نتوانستند ارزش‌های متفاوتی را در این ساز کشف کنند.""

استاد پرویز یاحقی


می‌دانستم که همسر باوفا و مهربان «حسن کسایی» بهترین و زیباترین خاطرات را از همسر خود در دل و ذهن دارد و از آنجا که اگر نام «رضوان مجلسی‌پور) در ویژه نامه کسایی نبود، این طور به اذهان القا می‌شد که گویی این پرونده  چیزی کم دارد، به همین مناسبت و با کمک فرزند ارشد استاد، جواد کسایی به سراغش رفتیم و از او خواستیم تا از 46 سال همراهی و همنشینی با او برایمان بگوید: قطعا خواندنی خواهد بود خاطرات شیرین این همه سال زندگی با استاد بلامنازع نی ایران.


  • از نحوه آشنایی‌تان با استاد و سپس ازدواج بگویید:

 دبیرستان که می‌رفتم یک روز در هفته ساعت یک و نیم بعدازظهر نی تنهای کسایی از رادیو ایران پخش می‌شد و من می‌ایستادم و تا آخر گوش می‌کردم. گاهی می‌شد که حتی دیر به مدرسه می‌رسیدم، اما نمی‌دانستم که روزی همسر کسایی خواهم شد! در واقع از بستگان دور همدیگر بودیم و به واسطه خانواده با هم آشنا شدیم و سال 1344 ازدواج کردیم.

 

  • زندگی با مردی که خانه‌اش محل رفت و آمد بزرگان موسیقی ایران بوده و هست، چه سختی‌ها و چه لذت‌هایی داشته و دارد؟

نه تنها محل رفت و آمد بزرگان موسیقی و اصولا هنر بوده و هست که محل رفت و آمد دوستداران ایشان است که از سرتاسر مملکت و حتی خارج به خانه ما مراجعه می‌کنند. طبیعی است که همسر هنرمندی در این سطح بودن، کار آسانی نیست و باید «گذشت» داشته باشی و از همه مهمتر باید «مشتاق» باشی تا بتوانی چیزهایی را که باید، مهیا کنی.

 

  • از بین استادان موسیقی، استاد کسایی به کدام یک علاقه بیشتری دارد؟

اگر بگویم به همه هنرمندان موسیقی، شاید واقعیت را گفته باشم، ولی البته به استاد صبا و استاد جلیل شهناز عشق و ارادت دیگری دارد.

 

  • از اخلاق و رفتار استاد در خانه بگویید، آیا هنگام نوازندگی، آداب خاصی باید رعایت شود؟

بگذارید یک واقعیت را برای شما بگویم و آن این است که جامعه ما باید بداند برخورد با یک آدم استثنایی با برخورد با آدم‌های معمولی بسیار تفاوت دارد. بنابراین باید در وهله اول هنرمندی این چنین را درک کنی تا بتوانی با او به خوبی زندگی کنی. در موقع ساز زدن، بله باید همه چیز آرام و ساکت باشد، ولی او در ساز و موسیقی خودش چنان غرق است که به هیچ چیز دیگری توجه ندارد.

 

  • در این سالهای زندگی با استاد از سوی ایشان، چه درس‌هایی به شما آموخته شد؟

غیر از موسیقی و هنر که با جدیت با آن برخورد می‌کند، اعتقاد عمیقی دارد که باید همه چیز زندگی را ساده و به طنز گرفت تا زندگی به انسان هموار شود.

 

  • چرا استاد در این همه سال در اصفهان ماندند و مانند بسیاری دیگر به تهران نیامدند؟

من احساس می‌کنم که همیشه عاشق زادگاهش یعنی اصفهان بوده و حتی می‌توانم بگویم از زیبایی‌های این شهر همیشه الهام گرفته است.

 

  • در این باره هم برایمان بگویید.

ایشان ظاهرا عاشق ایران هم هستند؟لازم به گفتن من نیست. از صدای نی کسایی این عشق سالهاست که به گوش همه ما می‌رسد. شاید چیزی که نی کسایی را متمایز کرده همین صدای فراز و نشیب تاریخ است که با موسیقی اجرا می‌شود و به گوش ما می‌رسد.

 

  • اگر بخواهید همسر خود را در یک جمله یا چند کلمه توصیف کنید، چه به کار می‌برید؟

موسیقی، عشق و یک روح بزرگ اما لطیف و شکننده.

 

در پایان اگر مطلب ناگفته‌ای مانده است، بیان کنید:

 

کسایی و امثال کسایی را که بسیار هم انگشت شمارند نمی‌شناسند و شاید نباید بشناسند! بد نیست این شعر حافظ را که خوشنویسی شده و در اتاق استاد به دیوار نصب شده برایتان بخوانم:

 

 در نظر بازی ما بی خبران حیرانند / من چنینم که نمودم اگر ایشان دانند.

 

 

منبع :روزنامه شرق (ماندگاران) 1 دی ماه 1390



  • گروه خبری : گفت و گو
  • نویسنده : مدیر
  • تاریخ درج خبر : شنبه , ۲۲ بهمن ۱۳۹۰
  • تعداد بازدید از خبر : 46